حل مسئلۀ منطقی شر از دیدگاه شهید مطهری و جان هیک

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور، قم، ایران.

4 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور، یزد، ایران.

doi
10.30473/pms.2019.44079.1668
چکیده

مسئلۀ ­شر قدمتی به بلندای طول تاریخ تفکر فلسفی دارد و یکی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین موضوع‌ها در میان فیلسوفان و الهی‌دانان است که در بدبینانه­ترین حالت، عامل انکار خداوند و در خوشبینانه­ترین حالت، عامل نقض برخی صفات ثبوتی خداوند شده است. برای مثال، شر و به‌ویژه شر گزاف، قدرت مطلق و خیرخواهی محض خداوند را نقض می­کند. هدف از تدوین این نوشتار، بررسی مسئلۀ منطقی شر و حلّ آن از نگاه دو متفکر اسلامی و غربی، استاد مطهری و جان هیک است. شهید مطهری بر اساس نظام منسجم «عدل ­الهی» اعتقاد دارد که حکمت و مصلحت خداوند بر نظام هستی حاکم است و شر، امری «نسبی و عدمی» است. او در انتها نتیجه می‌گیرد که شرور مبتنی و منتهی به خیر می­شود و این‌دو، امری «غیر قابل تفکیک» از هم هستند؛ حتی مزایایی نیز برای شر برمی‌شمارد. جان هیک نیز به خالق قادر و عالم اعتقاد دارد که بهترین جهان ممکن را خلق کرده است. او نگاهی ایرنائوسی به شر دارد و نظریۀ «پرورش روح» را بسط داده و هدف خداوند از خلق شرور را تعالی بخشیدن به انسان ­و رشد معنوی او معرفی می­کند و آن را عامل کمال و تکامل می­داند. اما هیک از مشکلی لاینحل و «گرهی ناگشوده» به‌نام شر گزاف سخن می‌گوید و در انتها حکمت وجود شرور را «رازآلود» و به عبارت دیگر، غیر قابل شناخت و ورایِ درک می­داند.