مسئلۀ عوارض به‌واسطۀ اخص از ابن‌سینا تا ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.

doi
10.30473/pms.2019.4997
چکیده

علم­شناسی یا فلسفۀ علم حکیمان مسلمان، جوانب و زوایای مختلفی داشته است که یکی از مهم‌ترین آنها مشکلِ «عوارضِ اخص» یا «عوارض به‌واسطۀ اخص» است. این معضل اگرچه برای گذشتگان تنها یکی از مسائل علم‌شناختی بود، اما به‌تدریج به مهم‌ترین مسئله و برای برخی، به تنها مسئله تبدیل شد. ماحصل این مشکل آن است که بر اساس قواعد علم­شناسی، جایز نیست در علوم از اوصاف و عـوارضی بحث کرد که با واسطه بـر موضوع علم حمل می­شوند. اما می­بینیم که در بسیاری از علوم این توصیه مراعات نمی­شود و غالباً در علومِ مختلف از احوال و عوارض مختص به انواع و اقسام موضوعِ علم، که همه با واسطه هستند، گفتگو می­شود. در این‌باره و برای حل این مشکل، تا زمان ملاصدرا، چهار راه حل از سوی ابن‌سینا، قطب رازی، جرجانی و محقق دوانی عرضه شده است اما ملاصدرا اعتقاد دارد که هیچ‌یک از پیشینیان از عهدۀ حل مشکل بر نیامده و همه در مقابل آن متحیر و سرگردان شده‌اند. او معتقد است منشأ مشکل، خلط میان دو دسته عوارض، یعنی عوارضِ اخص و عوارضِ به‌واسطۀ اخص، بوده است؛ لذا با تمایز نهادن میان آنها مشکل فیصله پیدا می­کند. این نوشته، نخست راه­حل‌های پیشینیان برای حل این مشکل را گزارش کرده، سپس انتقادهای ملاصدرا به هر یک از آنها را بررسی می‌کند، آنگاه با گزارش نظریۀ ملاصدرا، به ارزیابی آن پرداخته و نشان می‌دهد که این راه‌حل نیز اگرچه برخی از زوایای مشکل را می­گشاید اما مشکل همچنان در ناحیۀ دیگر حل نشده باقی مانده است. در نهایت روشن می‌شود که تقریرهای جدیدتر از نظریۀ جرجانی، که آن را «نظریۀ مواضعه» می‌نامیم، برای حل مشکل کارآمدترند.