ذی شعور بودن جمادات در حکمت متعالیه

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، تویسرکان، ایران (نویسندۀ مسئول).

2 دکترای فلسفه و کلام اسلامی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، تویسرکان، ایران.

doi
10.30473/pms.2018.4986
چکیده

یکی از مسائلی که در میان فلاسفه و عرفا مطرح می‌شود، علم و شعور موجودات مادی است. همۀ فیلسوفان معتقدند انسان موجودی مدرِک است، اما در اینکه مادیات نیز از چنین ادراکی برخوردار باشند، اتفاق نظر وجود ندارد. برخی از فلاسفه معتقدند اجسام به‌خاطر مادی بودنشان، از یکدیگر غایبند و این غیبت به‌معنای نداشتن علم و ادراک به خود و به دیگران است. اما برخی دیگر،‌ همچون ملاصدرا، معتقدند همۀ موجودات صاحب شعورند. عمده دلیل این گروه این است که چون علم و وجود مساوق یکدیگرند، پس هر موجودی از آن جهت که موجود است، عالم و شاعر است. در این نوشتار تلاش شده تفاوت فلسفۀ ملاصدرا با فیلسوفان پیش از او در این‌باره روشن شود. مهم‌ترین تفاوت این است که در اندیشۀ ملاصدرا وجود اصیل است و اصالت وجود هر گونه تفاوت ماهوی بین موجودات را رد می‌کند. او برخلاف فیلسوفان پیشین، موجودات را به بسیط و مرکب، مادی و مجرد، زنده و غیر زنده، مجرد و مادی، حضوری و حصولی، بسیط و مرکب و... تقسیم نمی­کند، لذا تفاوت ماهوی بین موجودات وجود ندارد، بلکه آنچه ترسیم‌کنندۀ اختلاف بین موجودات است، اختلاف تشکیکی آنها در وجود است. نتیجه اینکه، وجود و صفات وجودی مساوقند و وجودات مادی نیز به‌واسطۀ برخورداری از وجود، مرتبه‌ای از علم را در خود دارند.