قرائت اگزیستانسیالیستی از انسان‌شناسی صدرایی

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 استادیار دانشگاه یزد؛ دانش‌آموختۀ دکترای فلسفه از دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران (نویسندۀ مسئول).

doi
10.30473/pms.2018.4989
چکیده

این مقاله در صدد است نشان دهد که چگونه استخراج نتایج اساسی‌ترین اصل حکمت متعالیه، یعنی اصالت وجود، در حوزۀ انسان‌شناسی تصویری جدید از انسان و هویت وجودی او به نمایش می‌گذارد. در این راستا نویسنده از طریق تحلیل و تبیین نکته‌نظرهای ویژه‌ای که صدرالمتألهین را نسبت به پیشینیان وی، در موقعیتی متفاوت قرار می‌دهد، بر این مطلب تأکید دارد که تمام جذابیت و خردپذیری آراء انسان‌شناسانه وی مدیون توجه به نقش اصالت وجود در این حوزه است و قرائت اصالت ماهیتی از انسان‌شناسی صدرایی، نه جذاب به‌نظر می‌رسد، نه خردپذیر است و نه مشتمل بر نکته‌ای جدید و متفاوت از آراء پیشینیان. نتیجۀ این رهیافت، معرفی انسان به‌عنوان موجودی برخوردار از هویتی یگانه و تشکیکی است که دو نوع پویایی تاریخی و جوهری دارد و هویت وجودی‌اش برساخته از تحول تاریخی نوع انسان و تحول جوهری برآمده از کنش‌های نظری و عملی خود او است.