عملکرد فطرت بهمثابه محرک تاریخ در فلسفۀ تاریخ علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران (نویسندۀ مسئول).
2 استادیار دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
doi
10.30473/pms.2018.4993چکیده
مسئلۀ محرک تاریخ از جمله مباحث چندوجهی فلسفۀ تاریخ است که با مباحث دیگر آن درمیآمیزد. این مسئله در دیدگاه علامه طباطبایی با شناخت ادوار تاریخ گره خورده است. تاریخ مورد اشارۀ علامه، تاریخ انسان و ملتها است که در منظومۀ فکری وی به سه دورۀ بساطت و سادگی، وحدت ملتها و حس و ماده تقسیم میشود. فطرت بهمثابه محرک تاریخ در هر سه دوره نقش ایفا میکند. در دو دورۀ اول، فطرت خود را در قالب خاصیت استخدامگری نشان داد و با توجه به مجموع ویژگیهای این دو دوره، اصل استخدام برای حرکت جامعۀ بشری کافی بود. البته استخدام مانند دیگر اصول عقل عملی و دیگر گرایشهای فطری، در معرض انحراف و اشتباه بود که با پیشرفتهتر و پیچیدهتر شدن جوامع خود را نشان داد. بنابراین در دورۀ سوم حیات تاریخی بشر، لازم بود عامل دیگری نیز به کمک آن بیاید تا مسیر رو به کمال انسانیت متوقف نشود. این عامل وحی و دین است. وحی و دین هم باید مطابق با فطرت میبود وگرنه نمیتوانست نقشی در حرکت تاریخ داشته باشد.