مدل صدرایی در تفسیر اصل برابری در حقوق بشر

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه الزهرا(س)، تهر ان، ایران.

2 دانشیار دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

doi
چکیده

در باب حقوق بشر دو گفتمان فراقراردادی و قراردادی مطرح است و تساوی حقوق و نیز تساوی در برابر حقوق، مسبوق به تساوی مستحقان است؛ با این تفاوت که در گفتمان فراقراردادی، تساوی مستحقان امری عینی است و ریشه در حقیقت واحد و جامع دارد و در گفتمان قراردادی، تساوی مستحقان با فرض و اعتبار تأمین می­شود. اما ظاهراً کثرت نوعی انسان صدرایی با طرح انسان­های متباین نمی­تواند با تساوی حقوق مستحقان سازگار باشد. پرسش محوری این جستار آن است که چگونه با پذیرش کثرت نوعی انسان صدرایی و جهان­های متفاوتی که انسان­های مختلف در آن زیست می­کنند، می­توان از تساویِ حقوق اجتماعی انسان‌ها و تساوی آنها در برابر قانون در گفتمان فراقراردادی سخن گفت؟ دستاورد این پژوهش این است که با توجه به امکانات درونی فلسفة ملاصدرا می­توان از دو مدل «برابری عینی بنفس امر متواطی» (= وحدت نوعی) و «برابری عینی در امر غیرمتواطی» در تبیین اصل برابری بهره برد و با توجه به عینی بودن این دو مدل در فلسفة صدرایی و ترجیح آن بر مدل ذهنی و قراردادی نیازی به طرح مدل ذهنی و قراردادی در فلسفة یادشده نیست. گفتنی است که مدل «برابری عینی در امر غیرمتواطی» در تفسیر اصل برابری از نوآوری­های این جستار است.