تحلیل تطبیقی نظرات مفسران درباره تبارشناسی حضرت مریم(س) در قرآن کریم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تفسیر تطبیقی، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات دانشگاه قم، قم، ایران.
2 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30497/qhs.2025.247242.4049چکیده
حضرت مریم(س) تنها زنی است که قرآن کریم ۳۴ بار از وی نام برده و به تجلیل از فضایل شخصی و خانوادگی او پرداخته است. در برخی از آیات قرآنی از مریم(س)، با تعابیر «بنت عمران» و «اُخت هارون» یاد شده است. در همین راستا اهداف اصلی پژوهش، بررسی دلایل ورود قرآن کریم به تبارشناسی حضرت مریم(س) و تحلیل دیدگاههای مفسران صاحبنظر درباره عناوین «آل عمران» و «اُخت هارون» است. این پژوهش با روش تحلیلی ـ تطبیقی انجام شده و بر ضرورت اتخاذ رویکرد ادبی در تفسیر داستانهای قرآنی تأکید میکند. نتایج پژوهش پیشرو از این قرار است: قرآن کریم با رویکردی اصلاحی و حکیمانه، تبار مریم(س) را به یکی از خاندانهای برگزیده و پیامبرپرور(یعنی خاندان عمران) منتسب میکند تا هم از مریم در برابر اتهامات شنیع یهودیان مغرض دفاع کند و هم به تناقضات موجود در نسبنامههای اناجیل پایان دهد. قرآن همچنین با حذف نام «یوسف نجار» از نسب عیسی(ع)، بر نسب مادری «عیسی بن مریم» تأکید میورزد. از نظر نگارنده، مراد قرآن از «هارون» در تعبیر قرآنی «یا أُخْتَ هارُونَ»، هارون نبی(ع) بوده و ارتباط مریم با وی بهصورت سلالتی است. قرآن کریم همچنین مریم را دختر بلاواسطه «عمران» معرفی میکند. با این وجود هویت تاریخی عمران به دلیل عدم تحلیل مستقل شخصیت وی در قرآن برای مخاطبان مشخص نیست. از دیگر سو با عنایت به عدم ذکر نام «عمرام» پدر موسی و هارون در سرتاسر آیات قرآن و با درنظرگیری قرائن درون متنی، به نظر میرسد که مراد قرآن از «آل عمران» تنها خاندان پدری مریم(س) است.