حدیث «دگرگونی قلب مومن میان انگشتان خداوند» در رهیافتهای حل مشکل از منظر محدثان
نویسندگان
1 دانشیار گروه حدیث، دانشکده علوم و معارف حدیث دانشگاه قرآن و حدیث، تهران، ایران.
doi
10.30497/qhs.2025.246312.3959چکیده
میان روایات اعتقادی، احادیثی به چشم میخورند که از یک سو، اخذ معنای ظاهری آنها با باورهای شیعی و عقلی در تعارض است و از دیگر سو، اعتبارشان مانع میشود که آنها را به راحتی کنار گزارد. قرار داشتن قلب مؤمن در میان دو انگشت از انگشتان خداوند متعال، از این دست روایات است که علاوه بر ظاهری تجسیمگونه، با صراحت بر عدد و ترکیب دلالت میکند. از آنجا که خداوند سبحان، از چنین تعابیری منزه است، چگونگی انطباق این اخبار با باورهای توحیدی، مسئلهای است که همت اندیشوران را به خود معطوف داشته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی سعی دارد با تحلیل گونههای نقل، رهیافتهای خروج از مشکل در این روایت را به تصویر بکشد. ثمره این تلاش، تبیین رویکردهای حلی در پنج گونه نقل و نیز نمایانسازی رخداد خطا در قلم عالمان، از انتساب حدیث گرفته تا زیادت، نقصان و غیره است. بر خلاف تصور رایج، اصل این روایت در امامیه، از مفردات صدوق است و کثرت نقل آن صرفاً به منقولات اهل سنت بازمیگردد وآنچه متفق فریقین است دلالت اجمالی معناست که از دعای غریق برداشت میشود. قوت إسناد که مکشوف از ترسیم شبکه اسانید روایات و بررسی درایهای طرق نقل است، مانع از پذیرش نقد سندی و رویکرد انکاری است. همچنین به رغم تصور رایج موافقان حدیث که تأویل به «تسلط و قدرت خداوند بر قلوب» را معنای اصلی حدیث میدانند، تحلیل بیش از هفت وجه معنایی مختلف در رویکرد تأویلی، معنایی فراتر از «تسلط و قدرت» را در ذهن تداعی میکند.