امکان قرائت کارکردگرایانه از نظریۀ نفس ملاصدرا بر اساس نظریۀ کارکردگرایی معاصر

نویسندگان

1 دکترای فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران.

doi
چکیده

مسئلۀ ذهن و بدن یکی از مسائل اساسی فلسفه است. «کارکردگرایی» نظر خنثی در باب ذات ذهن دارد و به مادی یا غیر مادی بودن ذهن نمی‌پردازد بلکه ذهن را کارکرد می‌داند. از دیدگاه این گروه، حالات ذهنی ویژگی‌های کارکردی هستند که بر اساس درون داد، برون داد، فرایندهای داخلی و سایر حالات ذهنی، نقش‌های کارکردی را ایفا می‌کنند. از سوی دیگر، در فلسفه و کلام اسلامی نیز به رابطۀ نفس و بدن پرداخته شده است. ابن‌سینا نفس را «جوهر مجرد» می‌داند و بیشتر متکلمان آن را «جسمانی» می‌دانند. اما ملاصدرا نفس را مجرد صرف (نظریۀ ابن‌سینا) یا مادی صرف (نظریۀ متکلمان) نمی‌داند بلکه معتقد است نفس در ابتدا جسمانی است و سپس با فرایند حرکت جوهری، مجرد می‌شود. پرسش اصلی تحقیق پیش رو این است که آیا می‌توان میان ملاصدرا و کارکردگرایی دیالوگی برقرار کرد؟ پاسخ ما آری است، زیرا ملاصدرا مانند حامیان کارکردگرایی در پی برون‌رفت از اشکالات دوگانه‌انگاری جوهری (دکارتی و سینوی) و نظریه‌های مادی‌انگارانه است. همانگونه که کارکردگرایان به ذات ذهن نپرداخته‌اند و فقط ذهن را کارکرد می‌دانند و این کارکرد می‌تواند در موجودات مادی یا مجرد تحقق پیدا کند، ملاصدرا نیز نفس را مادی صرف یا مجرد صرف ندانسته بلکه معتقد است نفس، چه در مرتبۀ جسمانی و چه در مرتبۀ تجرد باشد، فعلیت است و با حرکت جوهری، فعلیت‌های مختلف می‌شود. این فعلیت‌ها با یکدیگر رابطه دارند و و کل این فعلیت­ها، کمال نامیده می‌شود. نفس مجموع این فعلیت‌ها است. پس کارکردگرایان ذهن را «کارکرد» اما ملاصدرا نفس را «کمال» می‌داند. با این حال، تفاوت‌هایی نیز بین علم‌النفس ملاصدرا و کارکردگرایی وجود دارد.