تحلیل انتقادی دیدگاه کمینه گرایی در مواجهه با آموزه تقیه با تأکید بر آراء آیت الله سیستانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران. تهران .ایران
doi
10.30497/qhs.2024.244925.3822چکیده
تقیه، یکی از آموزههای پراهمیت در میان تعالیم حدیثی امامان شیعه (علیهمالسلام) است که در هنگامهی رخداد تعارض در میان روایات، بهعنوان یکی از راهحلهای رفع اختلاف ادله توسط دانشمندان اسلامی مورد استفاده قرارمیگیرد. از جمله بحثهای مناقشه برانگیز پیرامون تقیه، گسترهی کاربست آن در میان احادیث است. برپایهی دادههای پیشینی تحقیقِ حاضر درمییابیم که پارهای از دانشمندان شیعه برای تقیه نقش پررنگی در زمره روایات و پدیدایی اختلافحدیث قائل شدهاند؛ در حالیکه مطالعات پسینی و تطبیقی، نشانگر واقعیتی برخلاف آن است. بر این پایه، این سؤال اساسی پیش میآید که میزان گستردگی تقیه در میان روایات و نیز مقدار تأثیر آن بر تعارض و اختلاف احادیث از چه کمیتی برخوردار است؟ آیتالله سیستانی از جمله اندیشمندانی است که تلاشکرده با دیدگاهی نو به بحث پیرامون پدیدهی اختلافحدیث و ارتباط آن با آموزهی تقیه بپردازد. دلیل تمرکز این پژوهش بر آراء آیت الله سیستانی، بررسی دلائل و چگونگی اتخاذ رویکرد کمینه گرا از سوی ایشان در گسترهی کاربرد تقیه در میان آموزههای شیعی است که در پی آن از دایرهی مؤلفههای مفهومی تقیه کاسته شده و درنتیجه از تبعات احتمالی گستردگی آن در مجموعه روایات شیعی کاسته میشود. مطالعهی آثار ایشان حاکی ازآن است که مقولههایی همچون: «تعیین مؤلفههای محدودکننده در تعریف تقیه»، «اعتقاد به توانایی اصحاب در شناسایی تقیه و پالایش کتب حدیثی از آن»، «تأکید برعوامل دیگری جز تقیه در ایجاد اختلافحدیث»، «رد دلالت احادیث اخذ روایات مخالفت با عامه»، «قیاس اولویت در احکام فقهی»، «لحاظ بافت تاریخی حیات ائمه (ع)» و «لحاظ شرایط اضطراری و موقت برای تقیه» از جمله دلائل ایشان برای دیدگاه مذکوراست. ادلهی این دیدگاه درصدد منتفی دانستن نقش تقیه در اختلاف حدیث و تعارضات روایی است؛ مسئلهای که در برخی موارد با تأملاتی از سوی نگارندگان این مقاله مواجه شده و امکان پذیرش مطلق دیدگاه ایشان را دچار تردید ساخته است