نقد روشی مطالعات تاریخ قرآن با تاکید بر رویکرد واساخت‌گرایی

نویسندگان

1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

4 دانشیار گروه الهیات دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.30497/qhs.2023.244658.3784
چکیده

اثبات اصالت و صحت متن قرآن کریم به عنوان مهم­ترین منبع دین اسلام، تا حدودی با دانش تاریخ قرآن کریم مرتبط است. از آنجا که موضوعات مختلفی بر انگیزه مورّخین در روش مطالعه تاریخی تأثیرگذار بوده و آسیب‌های مهمّی در واقع­گرایی گزاره­های تاریخ جمع قرآن کریم ایجاد شده که رفع آن نیازمند به شناخت واساخت­گرایی مطالعات تاریخ قرآن است، لذا نقد علمی و آسیب شناسی روشی این متون، با توجه به گونه­های مختلف آن برای تعیین میزان صحت اطلاعات، دارای ضرورت تحقیق است. به همین منظور این پژوهش تلاش دارد با استفاده از روش واساختگرایی و شناسایی ویژگی­های شخصی مورّخ، شرایط زمانی، سیاسی، اعتقادی، انگیزه و پیش­فرض­های مورخ را شناسایی کند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که راویانی همچون؛ زید بن ثابت، ابن شهاب زهری، ابن شعبه، ابی­داود سجستانی و ابوعبید قاسم بن سلام، تحت تأثیر انگیزه­های سیاسی و دینی اقدام به ثبت تاریخ قرآن نموده­اند. همچنین قرآن پژوهان اهل سنت، شیعه و مستشرقان، تحت تأثیر پیش­فرض­های کلامی متنوعی مانند عدالت صحابه، عدم وحیانیت قرآن و اثبات تواتر قرآن اقدام به نگارش تاریخ قرآن کرده­اند.