تأثیر فرا هنجاریهای لفظی بر ترجمه و تفسیر واژگان قرآنی
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس ایزدپناه، یاسوج، ایران.
doi
10.30497/qhs.2023.243878.3702چکیده
همآوایی و تناسب موزون پایان بندهای آیات، یکی از مهمترین عوامل ایجاد نظمآهنگ و حفظ موسیقیای قرآن کریم است. دانشمندان بلاغت این مناسبسازی را با عنوان تناسب فواصل و یا فواصل رئوس آیات میشناسند و معتقدند پایبندی به آن مستلزم جابهجایی اجزاء جمله و یا ساختارشکنیهایی در ظاهر لفظ است. طبیعتاً این تغییرات ظاهری که در اینجا به فراهنجاری لفظی تعبیر شده، ممکن است برداشتهای متفاوتی از معنی و مفهوم واژگان را به دنبال داشته باشد. این نوشتار برای شناخت این سوء برداشتها و در راستای یافتن پاسخی به این پرسش است که فرا هنجاریهای لفظی چه تأثیری بر ترجمه و تفسیر واژگان قرآنی دارند؟ به همین خاطر، پس از یافتن تعدادی از مصادیق متأثر از این قاعده بدیع، در تلاش است به روش انتقادی - تحلیلی و با تکیه بر اصل معنایی و سیاق آیات، آن واژگان را مورد واکاوی قرار دهد تا به معنایی موافق با بافت و ساختار سوره برسد. در نهایت به این نتیجه میتوان رسید که برخلاف دیدگاه مشهور، الفاظ «تَدلّی» به معنای فهم و آگاهی است و «أُقِّتَت» بر محدود شدن فرستادگان اشاره دارد و قید «الْأُولى» به معنای گذشته است که صرفاً به سبب ایجاد تناسب در کنار لفظ «عاد» آمده است و همچنین مقصود از واژه «إلْیاسین» را شخص الیاس نبی میتوان پنداشت.