استفاده از مدلهای سینتیک و همدمای خطی و غیرخطی در ارزیابی کارایی حذف سرب از محلولهای آبی با استفاده از زغالهای زیستی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران
2 گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22059/ijswr.2022.333585.669124چکیده
فلزات سنگین خطرات جبرانناپذیری برای سلامت انسان و محیطزیست دارند. استفاده از روشهای مؤثر و کمهزینه جهت حذف این آلایندهها امری ضروری است. زغال زیستی از جمله جاذبهای پایداری است که میتواند نقش مؤثری در کاهش آلایندگی این فلزات ایفا کند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر نوع زیستتوده (بقایای ذرت[1] و چوب کنوکارپوس[2]) و دمای گرماکافت (°C400 و °C700) در حذف سرب از محلول آبی و مقایسه عملکرد مدلهای خطی و غیرخطی در دادههای سینتیک و همدمای جذب بود. برای این منظور، ویژگیهای مؤثر بر حذف سرب شامل pH محلول، غلظت زغال زیستی، زمان تماس و غلظت اولیه سرب اندازهگیری و ارزیابی شد. به طور مختصر، پس از تعیین بهترین pH محلول، اثر غلظت جاذب بر حذف سرب مورد بررسی قرار گرفت. سپس از PH بهینه محلول و غلظت بهینه جاذب استفاده شد و اثر زمان تماس ارزیابی گردید. در انتها با کمک pH بهینه محلول، غلظت بهینه جاذب و زمان بهینه تعادل، تأثیر غلظت آلاینده در حذف توسط زغالهای زیستی بررسی شد. نتایج نشان داد شرایط بهینه زغالهای زیستی برای حداکثر جذب سرب، شامل pH محلول برابر 5 و همچنین غلظت جاذب 8/0 گرم بر لیتر بود. در تمامی جاذبها با گذشت 120 دقیقه جذب سرب به تعادل رسیده و ظرفیت جذب با افزایش غلظت آلاینده افزایش یافت. در بین جاذبها، زغالهای زیستی بقایای ذرت در دمای °C700 و چوب در دمای °C400 به ترتیب بیشترین و کمترین ظرفیت جذب سرب را داشتند. مدلهای سینتیک شبه مرتبه دوم، پخشیدگی درونذرهای و شبه مرتبه اول در هر دو فرم خطی و غیرخطی به ترتیب بیشترین تا کمترین دقت در توصیف فرآیندهای جذب را داشتند. با توجه به آمارههای تعیین کارایی مدل، از میان مدلهای همدمای جذب، مدلهای فروندلیچ، تمکین و لانگمویر در حالت غیرخطی و مدلهای فروندلیچ، لانگمویر و تمکین در فرم خطی به ترتیب مناسبترین تا نامناسبترین برازش را نشان دادند. این موضوع اهمیت هرچه بیشتر بررسی مدلها به شکل غیرخطی که همانا فرم اصلی آنها محسوب میشود را آشکار میکند. بر اساس نتایج این پژوهش، زغالهای زیستی بقایای ذرت نسبت به زغالهای زیستی چوب توانایی بهتری در حذف سرب داشتند. همچنین دمای گرماکافت °C700 نسبت به دمای °C400 تأثیر بیشتری در افزایش توانایی زغالهای زیستی در حذف سرب داشت؛ بنابراین استفاده از جاذبهای کمهزینه با قابلیت حذف بالای سرب مانند زغالهای زیستی میتواند نقش مثبتی در کاهش آلایندهها در سیستمهای آبی داشته باشد. [1] Zea mays L.[2] Conocarpus erectus L.