اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای بر تعادل پویا پس از فعالیت استقامتی واماندهساز در شرایط هایپوکسی نورموباریک
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار آزمایشگاه EA4660-C3S، گروه فرهنگ، ورزش، جامعه و سلامت، دانشگاه بورگونی فرانش-کنته، بیزانسون، فرانسه
3 دانشیار گروه علوم ورزشی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
5 استادیار گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
6 استاد مرکز پژوهش علوم اعصاب در حرکات انسان، گروه تربیت بدنی، دانشگاه فدرال ریو گرانده دو نورته، ناتال، برزیل
doi
10.22080/jaep.2023.24721.2122چکیده
اهداف: تعادل یک فاکتور کلیدی در اجرای مطلوب عملکرد ورزشی و پیشگیری از بروز آسیبهای ورزشی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر تعادل پویا پس از اجرای یک وهله فعالیت استقامتی وامانده ساز در شرایط هایپوکسی نورموباریک بود.روش مطالعه: 14 مرد تمرین کرده استقامتی در این پژوهش شرکت نمودند. در سه جلسه مجزا، آزمودنیها پس از حضور در آزمایشگاه و اندازه گیری تعادل پویا، به مدت 30 دقیقه در معرض شرایط هایپوکسی قرار گرفته و در ادامه به مدت 20 دقیقه یکی از سه نوع تحریک مغزی شامل 1) تحریک آنودال ناحیه M1، 2) تحریک آنودال ناحیه DLPFC، و 3) تحریک شم را در شرایط هایپوکسی دریافت نمودند. سپس آزمودنیها یک وهله فعالیت وامانده ساز را با شدت 60 درصد توان خروجی بیشینه در شرایط هایپوکسی روی دوچرخه کارسنج انجام دادند. بلافاصله پس از رسیدن به واماندگی تعادل پویای هر دو پا مجدداً مورد اندازه گیری قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری آنوای دوراهه با اندازه گیریهای تکراری استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پس از رسیدن به واماندگی در شرایط هایپوکسی، تعادل پویای پای راست در شرایط تحریک DLPFC به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک شم بود (042/0 = p). همچنین، تعادل پویای پای چپ نیز پس از رسیدن به واماندگی در شرایط هایپوکسی در حالت تحریک DLPFC به شکل معنیداری بیشتر از شرایط تحریک شم بود (042/0 = p). بین سایر شرایط تفاوت معنی داری مشاهده نشد.نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گیری نمود که خستگی عصبی عضلانی و شرایط هایپوکسی سبب کاهش تعادل پویا میشود. همچنین، به نظر میرسد که تحریک ناحیه DLPFC چپ با بهبود فرآیند پردازش اطلاعات حسی سبب افزایش تعادل در شرایط خستگی عصبی عضلانی و قرارگیری در معرض هایپوکسی میشود.