زبان طنز در میانه ادب و بیادبی: تحلیل بینرشتهای راهبردهای کالپپر در طنز فارسی
نویسندگان
1 دانشیار زبان شناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران (نویسنده مسئول)
2 کارشناسی ارشد زبانشناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2025.38685.2735چکیده
مطالعه خشونت کلامی و بیادبی کلامی، بهویژه در گفتمان طنزآمیز، بخش مهمی از تحقیقات زبانشناسی و تحلیل گفتمان را تشکیل میدهد. با وجود پیشرفتهای نظری در حوزه بیادبی، تحلیل نظاممند این پدیده در متون طنز فارسی، بر اساس چارچوب نظری کالپپر، توجه کمی را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با بررسی راهبردهای بیادبی در چهار اثر طنز برجسته فارسی از دورههای تاریخی مختلف - از جمله آثار عبید زاکانی (1301)، دهخدا، ایرج پزشکزاد (1958) و آیدین سیار سریع (2019) - قصد دارد این خلأ علمی را پر کند تا پرکاربردترین و کمکاربردترین راهبردهای بیادبی در این آثار را شناسایی کند و از این طریق روند تکاملی بکارگیری این راهبردها را در طنز فارسی از گذشته تا به امروز نشان دهد. یافتهها نشان میدهد که راهبردهای بیادبی منفی و غیرمستقیم، به عنوان کنشهای تهدیدکننده وجهه، بیشترین فراوانی را در آثار مورد بررسی دارند. کمترین موارد در حوزه کنشهای تهدیدکننده هنجار اجتماعی قرار میگیرند. این یافتهها نشان میدهد که طنز فارسی، بویژه از دوران مشروطه به بعد، از اقدامات تهدیدکننده هنجارهای اجتماعی به سمت استراتژیهای محافظهکارانهتر تکامل یافته است. تغییر در الگوی بیادبی در طنز فارسی مستقیماً با تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران مرتبط است، به طوری که در دورههای تشدید محدودیتهای سیاسی، طنزپردازان از بیادبی منفی و استراتژیهای غیرمستقیم برای نقد قدرت استفاده کردهاند. این مطالعه نشان میدهد که طنز فارسی بازتاب سنتهای جمعگرایانه، فشارهای ایدئولوژیک و مقاومت است. بیادبی امکان نقد غیرمستقیم را فراهم میکند و «تمسخر محترمانه» را با زبان استعاری برای فرار از سانسور ترکیب میکند و نقش طنز را در مخالفت نمادین و گفتمان فرهنگی حفظ میکند.