تبیین فضای صدور روایات دربارۀ اسم اعظم برپایۀ مطالعۀ تاریخ انگاره از عصر نزول تا تثبیت باور
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
2 استادیار گروه الهیات، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
3 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
4 دانشیار گروه الهیات، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
doi
10.30497/qhs.2022.241325.3356چکیده
در احادیث نبوی، روایات بزرگان دین، ادعیه، اساطیر، نظریهپردازیهای متکلمانه و مفسرانه و اخلاقی، و باورهای عامیانۀ جهان اسلام اشارات فراوانی میتوان به نامی برای خدا یافت که از آن غالباً با تعبیر «اسم اعظم» یاد میشود. مسلمانان معتقد اند میتوان تصرفاتی بزرگ در هستی با ذکر یا همراه داشتن این اسم نمود. باور به امکان چنین تصرفی با برخواندن نام خدا ــ یا دستکم باور به برخورداری برخی نامها از خواصی غریب ــ سابقهای کهن در عصر پیش از اسلام دارد. بااینحال، اشارهای صریح در قرآن به اسمی اعظم یا هرجور نامی ویژه با خواص متفاوت برای خدا نمیتوان یافت. زمان و نحوۀ مطرح شدن این انگاره در جهان اسلام و عوامل مؤثر بر اشاعۀ فرهنگی آن بالکل ناشناختهاند و با وجود شهرت این اسم و گسترۀ باورها دربارۀ خواص آن کمتر میتوان تبیینی از تاریخ انگارۀ اسم اعظم و سیر تحول آن در گذر زمان یافت. مطالعۀ کنونی تلاشی در همین مسیر است. میخواهیم شواهد حاکی از پیدایی و رواج تدریجی انگارۀ اسم اعظم در فرهنگ اسلامی را تا زمان تثبیت نهایی آن مرور کنیم. چنین مروری را بر گزارشها دربارۀ عصری پی خواهیم گرفت که در آن اسم اعظم هنوز قبول عام نیافته بود و نظریهپردازیها در تبیین نسبت آن با دیگر باورهای اسلامی و دستگاههای عقیدتی مختلف نیز رواجی محدود و اندک در میان برخی اقلیتها داشت. چنانکه خواهیم دید، این دوران تا نیمههای سدۀ 2ق به طول انجامید و امام باقر (ع) نقشی مهم در تعدیل نگرشها به اسم اعظم و ایجاد زمینه برای پذیرش عمومی شکل اصیل آن در جهان اسلام ایفاء کردند.