تحلیل گفتمان انتقادی رمان «سمفونی مردگان» از عباس معروفی بر اساس مدل وندایک
نویسندگان
1 دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران (نویسنده مسئول)
2 استاد زبانشناسی ، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2025.37690.2658چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از شاخههای تحلیل گفتمان است که به بررسی رابطۀ میان زبان، قدرت و ایدئولوژی میپردازد. تئون ون دایک مدلی ارائه نموده که با بهکارگیری انواع راهبردهای چهارگانۀ صورینحوی، محتواییمعنایی، بلاغی و سیاسیاجتماعی به فهم مربع ایدئولوژیک مستتر در پردازش شخصیتها کمک میکند. این امر میتواند ما را به درک متفاوتی از چرایی حوادث و وقایع داستان برساند. در رمان سمفونی مردگان، روند رو به جلوی داستان نشان میدهد که مرگ همۀ شخصیتها حتمی است؛ مرگهایی که رنگ تراژیک اثر را بیش از پیش میکنند. سرگردانی و رنج پایانناپذیر شخصیتهای داستان، جدال همیشگی آنها و تقابلی که بهروشنی، آنها را در دو گروه «خودی» و «غیرخودی» جای میدهد جایی برای طرح تقابلی وسیعتر و البته در ابعاد سیاسی و اجتماعی است که تقابل میان ایرانی بهعنوان «خودی» و بیگانگان متجاوز به خاک ایران بهعنوان «غیرخودی» است؛ «غیرخودی»، عامل قحطی و فقر و گرسنگی فراگیر مردم است که حیطههای خصوصی زندگی مردم را نیز درنوردیده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با هدف دستیابی به چرایی تقسیم شخصیتهای داستان به دو گروه «خودی» و «غیرخودی»، به این نتیجه رسیده است که مدل وندایک با طرح تصویری بهتر از شکل واقعی «خودیها» و نیز تصویری بدتر از شکل واقعی «غیرخودیها»، سعی دارد تصویر تراژیک حاصل از مرگ و تباهی خودیها را بغرنجتر از حد معمول نشان دهد. رمان سمفونی مردگان از راهبردهایی فرعی چون ساخت منفی، ساخت شبهاسنادی و اسنادی، توصیف کنشگر، مقایسه، خلاف واقع، قربانیسازی، اجماع، بیان هنجار و... برای پیشبرد چهار راهبرد اصلی بهره برده است که هریک در فهم نهایی خواننده از داستان مؤثرند.