تحلیل کاربردشناختی «حاضرجوابی» در گفتمان صوفیه؛ مطالعه موردی آثار عطار نیشابوری

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران (نویسندة مسئول)

2 دانشیار، گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران

doi
10.22075/jlrs.2025.36642.2597
چکیده

حاضرجوابی، به‌عنوان یک پدیده زبانی‌فرهنگی، نقشی محوری در زبان عرفان دارد و به‌عنوان یک کنش مشترک تعاملی در نظام نوبت‌گیری مکالمه، ابزار مهمی برای به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی، مدیریت وجهه و انتقال پیام‌ در گفتمان صوفیه محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) و با به‌کارگیری مدل چهاربعدی بیل و مولان (۲۰۱۳) که ابعاد «تعامل گوینده/هدف/مخاطب»، «سازوکارهای زبانی»، «کارکردهای کاربردشناختی» و «موقعیت تعاملی» را در بر می‌گیرد، به استخراج و تحلیل ۱۸۴ نمونه حاضرجوابی در مثنوی‏‌های عطار می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در بُعد «تعامل گوینده/هدف/مخاطب»، بیشتر حاضرجوابی‌ها را گویندگانِ در جایگاه‌های اجتماعی فروتر ارائه کرده‌اند. جهت‌گیری حاضرجوابی‌ها عمدتاً به‌صورت مخاطب‌محور بوده که سلسله‌مراتب اجتماعی نقش مهمی در تعیین کارکرد آن‌ها دارد. در بعد «سازوکارهای زبانی»، ترکیب صنایع بلاغی سنتی و راهبردهای گفتمانی بر غنای بلاغی و چندلایگی حاضرجوابی‌ها در سطوح خرد و کلان معنایی دلالت دارد. تحلیل «کارکردهای کاربردشناختی» نشان می‌دهد که حاضرجوابی‌ها در دو جهت ساخت‌شکنی و تضعیف سلسله‌مراتب اجتماعی و حفظ و تقویت نظم موجود عمل کرده‌اند که بر کارکرد دوگانه این پدیده در نقد اجتماعی و حفظ انسجام گفتمانی تأکید دارد. در بعد «موقعیت تعاملی» نیز غلبه حاضرجوابی‌های واکنشی، نشانگر ماهیت پاسخ‌محور و تأمل‌برانگیز این پدیده در گفتمان صوفیانه است.