واکاوی نقش سازوکارهای مفهومی در خلاقیت استعاری شعر سهراب سپهری: مدل مفهومی شناختی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، اهواز، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2025.36857.2611
چکیده

خلاقیت استعاری و شعرشناسی‌شناختی یکی از مباحث اساسی در نظریه‌های زبان‌شناسی شناختی، از جمله دیدگاه‌های لیکاف و ترنر (1989) محسوب می‌شود. در رویکرد شناختی، خلاقیت استعاری در شعر نتیجه استفاده‌ی ماهرانه شاعر از ساز وکارهای مفهومی چون: پرسشگری، پیچیدگی، ترکیب مفهومی و گسترش مفهومی است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی شناختی خلاقیت استعاری در شعر سهراب سپهری از طریق تحلیل کاربرد ابزارهای مفهومی نامبرده است. به این منظور، پیکره‌ای متشکل از 200 نمونه از اشعار سپهری از دفترهای مختلف شعری وی در هشت کتاب، گردآوری، طبقه‌بندی و به‌عنوان مبنای تحلیل انتخاب شده است. روش پژوهش به ‌صورت کیفی و بر پایه رویکرد تحلیل محتوا طراحی گردید. در مرحله‌ی نخست،اشعار منتخب با تمرکز بر مفاهیم مورد نظر تحلیل و استعاره‌های مفهومی شناسایی شدند. سپس این استعاره‌ها از منظر ساختاری و تنوع خلاقیت استعاری بررسی و طبقه‌بندی گردیدند. نتایج تحلیل نشان داد که سپهری به‌ طور خلاقانه و ماهرانه از ابزارهای مفهومی نامبرده در آفرینش استعاره‌ها بهره برده است. براساس تحلیل داده‌ها، ترکیب مفهومی بیشترین بسامد کاربرد را در آفرینش استعاری شعر سپهری داشته و ابزارهای گسترش مفهومی و پیچیدگی مفهومی در مقیاس متوسط و پرسشگری با کمترین بسامد مورد استفاده قرارگرفته‌اند. یافته‌ها همچنین بیانگر آن است که سپهری از هر یک از ابزارهای مفهومی به‌طور مستقل و در برخی موارد به‌طور ترکیبی برای خلق استعاره‌های نو و بدیع استفاده کرده است.