تحلیل ابیات طبیعتمحورغزلیات سعدی از منظر زبانشناسی زیستمحیطی
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. (نویسندة مسئول)
2 کارشناس ارشد زبانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2025.35635.2543چکیده
در عصر حاضر که مسائل زیستمحیطی به یکی از چالشهای مهم جهانی تبدیل شده است، تحلیل گفتمان ادبیات کلاسیک از منظر زبانشناسی زیستمحیطی میتواند دریچهای نو به فهم تعاملات انسان و طبیعت و بازاندیشی در نگرشهای زیستمحیطی بگشاید. ازاینرو، این پژوهش بهدنبال پاسخ به این پرسش است: بسامد وقوع داستانهایی که به آنها باور داریم، در ابیات طبیعتمحور غزلیات سعدی چگونه است؟ که پاسخ به این پرسش ازطریق هشت داستان مطرحشده از استیبی (2021) که عبارتند از: قالب، استعاره، ارزیابی، هویت، باور، محوسازی، برجستهسازی و روایت صورت گرفته است. پژوهش حاضر کمی-کیفی و از نوع توصیفی است. از میان شش هزار و دویست و نود و سه بیت از غزلیات سعدی، برگرفته از کتاب کلّیات سعدی به تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی (1383)، سی و پنج بیت آن در خصوص طبیعت و عناصر طبیعی موجود در آن بوده است که تمامی این سی و پنج بیت در چارچوب انگارة استیبی(2021) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتهاند؛ اما به دلیل محدودیت پژوهش تنها شش نمونه از آنها در این پژوهش ارائه شده و بقیة تحلیل دادهها بهصورت کلی گزارش شدهاند. سپس در بخش پنجم، درصد وقوع و تحلیل آماری داستانهای مطرحشده از استیبی ذکر گردیده است. نتیجة پژوهش نشان میدهد که بسامد وقوع داستانهای بررسیشده در اییات طبیعتمحور غزلیات سعدی با احتساب روند نزولی، به این ترتیب است: برجستهسازی، ارزیابی، محوسازی، قالب، روایت، استعاره، باور، و هویت که در این میان، داستان برجستهسازی با تعداد 87 مورد یعنی % 37/35 بیشترین بسامد و داستان هویت با تعداد 2 مورد یعنی%81/0 کمترین بسامد را داشته است. بسامد زیاد داستان برجستهسازی نشاندهندة نگاه عمیق سعدی به ارتباط میان انسان و محیط پیرامونش است؛ به گونهای که طبیعت، بازتابی از احساسات، تجربیات و آموزههای اخلاقی او میشود و بسامد کم داستان هویت گویای این است که سعدی بیشتر طبیعت را از دیدگاه فردی خود توصیف میکند نه از دیدگاه گروه یا جامعه؛ بنابراین ضمیر "ما" در توصیف طبیعت جای خود را به ضمایر دیگر یا توصیفات بدون ضمیر داده است. توصیف طبیعت در غزلیات سعدی فقط به نمایش زیباییهای جهان محدود نمیشود، بلکه بیانگر بینش عمیق او نسبت به فلسفة زندگی، اخلاق، و حکمت است؛ بنابراین، در غزلیات سعدی، طبیعت یک عنصر پویا و معنادار است که فراتر از یک تصویرپردازی ساده، بازتابدهندة جهانبینی، احساسات و حکمت زندگی است.