نابهنجاری زبانی، با تکیه بر نظریّۀ آستانه، در منطق‌الطّیر عطّار

نویسندگان

1 استادیار، گروه آموزش زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2025.37722.2660
چکیده

هدف این پژوهش، بررسی نقش ناهنجاری‌های زبانی، در شکل‌گیری تجربه‌های شهودی و معرفتی، در مخاطب متون عرفانی، به‌ویژه منطق ‌الطیر عطار نیشابوری، با تکیه بر نظریۀ آستانه، در زبان‌شناسی شناختی است. در این مطالعه، تلاش شده است تا ناهنجاری‌های نحوی، معنایی و بلاغی، به‌عنوان ابزارهایی فعال، در انتقال تجربۀ عارفانه، مورد تحلیل قرار گیرند. این پژوهش، با روش کیفی، تحلیلی و تأویلی و بر پایۀ رویکرد شناختی به زبان، انجام شده است. داده‌های بررسی‌شده، گزیده‌هایی از ابیات کلیدی منطق ‌الطیر هستند که دارای ناهنجاری‌های زبانی‌اند. تحلیل نمونه‌ها، با اتکا به مفاهیم بنیادین نظریۀ آستانه، استعارۀ مفهومی و ترکیب شناختی، انجام شده است .یافته‌های پژوهش، نشان می‌دهد که ناهنجاری‌های زبانی، مخاطب را از سطح دریافت زبانی، به سطحی فعال از بازسازی معنا، سوق می‌دهند. این انتقال، از طریق توقف‌های شناختی، تعلیق معنا، شکستن نظم منطقی و گشودن فضای تأویل، ممکن می‌شود. مخاطب، در مواجهه با این ناهنجاری‌ها، از آستانۀ درک سطحی، عبور کرده و وارد تجربه‌ای زیسته، درونی و شهودی می‌شود. ناهنجاری‌های زبانی در متون عرفانی، نه‌تنها اختلال در زبان معیار، بلکه سازوکاری بنیادین، برای تجربه‌پذیر ساختن حقیقت‌اند. نظریۀ آستانه شناختی، به‌خوبی توضیح می‌دهد که این ناهنجاری‌ها، چگونه درک شهودی و معرفتی را ممکن می‌سازند. کاربرد این نظریه، چشم‌اندازی نو، برای تحلیل زبان عرفانی، فراهم می‌کند و می‌تواند در مطالعات ادبی، زبان‌شناختی و بلاغی، گسترش یابد.