رویکردی انتقادی به حقوق بشر بینالملل در پرتو نظریهی عدالت جهانی جان رالز
نویسندگان
1
doi
10.22106/jlj.2012.11049چکیده
مقالهی حاضر با این پیش فرض که صرف بیان ادعایی ذیل عنوان «حق» در اسناد بینالمللی، دلیلی بر موجه بودن ادعای مذکور نیست، در پرتو نظریهی عدالت جهانی رالز، به ارائهی رویکرد موجه به حقهای مندرج در اسناد بینالمللی میپردازد. پرسش پژوهش حاضر این است که «کدام یک از ادعاهای مذکور در اسناد بینالمللی به عنوان حق واقعی بشر موجه است» و تلاش نویسنده بر تفکیک حقهای واقعی از ادعاهای ناموجه در قالب مفهوم حق است. پاسخ به سؤال مذکور نیازمند فهم ویژگیهای حقوق واقعی بشر و تعیین معیارهایی برای تشخیص آن است. این معیارها عبارتند از: ضروری بودن، جهانی بودن و حداقلی بودن. نتیجه آنکه، برخی از حقهای ادعایی در اسناد بینالمللی، موجه و قابل دفاع نیستند، بلکه مطلوباتی هستند که با توجه به آموزههای جامع، در هر جامعه مورد قبول اعضا بوده و طبق برداشت مشترک آنها از عدالت، قابل طرح و پیگیری است. در پایان نیز به ضرورت ایجاد معیارهای شکلی و ماهوی بینالمللی برای به کارگیری مفهوم حقوق بشر و پیامدهای منفی «تورم حقها» اشاره خواهد شد.