واکاوی سیر تطوّر نظریّه انجبار در مکتب حلّه

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، کرمان، ایران.

2 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شاهرود، شاهرود، ایران .

doi
10.30497/qhs.2022.242725.3563
چکیده

نظریه شیخ مفید و سیدمرتضی در مواجهه با اخبار آحاد (عدم حجیت اخبار آحاد) به مرور زمان و با از دست رفتن قرائن، ناکارآمدی خود را برای سائر اعصار نشان داد و لذا علامه حلّی الگوی فکری جدید را ارائه داد و مبنای ارزیابی حدیث را معیارهای سندی قرار داد، اما ایشان و دیگر فقهای از حلقه های متقدم مکتب حله نسبت به سیره عملی پیشینیان بی اعتنا نبودند و عمل فقهای متقدم به یک روایت (شهرت عملی) را جبران کننده ضعف سند آن می‌دانستند و اینگونه فقاهت این طیف از آثار سوء سندگرایی در امان ماند. اما حلقه‌های واپسین مکتب حله (حلقه فکری محقق اردبیلی) با وضع قواعد سخت‌گیرانه در پذیرش سند روایات از یک‌سو و بى‌اعتنایى به اقوال و عمل مشهور از سوی دیگر، بسیاری از روایاتی را که پیشینیان در زمره صحاح می‌گنجاندند را کنار گذاشتند و اینگونه سند را یگانه معیار ارزیابی روایت قرار دادند و این عملکرد خود تبدیل به یکی از مهمترین دلایل پیدایش جنبش اخباری‌گری و انزوای مکتب اجتهاد در امامیه شد. نگارندگان در اثر پیش رو این سیر تطور نظریه عالمان مکتب حله در مواجهه با نظریه انجبار را به تصویر کشیده اند و از طریق به تبیین چرایی پیدایش اخباری‌گری پرداخته‌اند.