نقد غزل طنز «خودسانسوری» ابوالفضل زرویی نصرآباد با رویکرد نشانهشناسی ریفاتر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2025.37300.2631چکیده
ابوالفضل زرویی نصرآباد، طنزپرداز معاصر، با آثار خود کوشیده است ضمن بازتاب و نقد مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، مخاطب را به تأمل و آگاهی اجتماعی بیشتر سوق دهد. این جستار به روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از نظریۀ نشانهشناسی مایکل ریفاتر، به نقد غزل طنزی از زرویی نصرآباد پرداخته و رویکرد او را در فهم عمق معانی و دلالتهای نهفته در طنز او نشان داده است. ضمن اینکه کوشش کرده ایم از خوانشهای اکتشافی و پسکنشانه به ساختارهای معنایی و مفهومی غزل خودسانسوری دست یابیم. تحلیلهای انجامشده از انباشتها و منظومههای توصیفی در این اثر طنز زرویی نصرآباد نشان میدهد که او با بهره گیری از زبان طنز، مسائلی همچون بیعدالتی، فقر، تبعیض و ریاکاری را نقد کرده است. سه منظومۀ توصیفی اصلی، حول «فرد دردمند»، «ظالم قلدر» و «عدالت» شکل گرفته و از طریق عناصر زبانی، به هم پیوند خوردهاند. این ساختار به زرویی نصرآباد اجازه داده است تا بهگونهای نظاممند، ناهنجاریهای اجتماعی و اقتصادی جامعه را منعکس کند. ماتریس اصلی (غزل طنز خودسانسوری)، یعنی ضرورت بیان نقد طنزآمیز برای کاهش بیعدالتی و یأس اجتماعی، بیانگر دیدگاه انتقادی او است که از طنز بهعنوان ابزاری برای بیان اعتراض و آگاهیبخشی اجتماعی استفاده کرده است. تمهیدات طنزآمیز در این غزل منجر به تعمیق انتقادات و تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب میشود و طنز او را به ابزاری برای اصلاح اجتماعی تبدیل میکند.