تحلیل انتقادی ایهام در بدایعالصنایع دشت بیاضی
نویسندگان
1 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2025.36401.2577چکیده
یکی از شگردهای شگفتانگیز شاعرانه در بیان مفاهیم و تصویرهای ذهنی اعم از نظم یا نثر، ایهام است که در بین بلاغیون بهعنوان زینتبخش کلام مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. هر کدام از نویسندگان، از دیدگاهی به این صنعت ادبی نگریستهاند. ریشه و پایه این نگرش را باید در کتابهای بلاغی عربی جستوجو کرد. یکی از نویسندگان قرن نهم هجری، به نام فصیحی هروی مشهور به دشت بیاضی، اثری به نام بدایع الصنایع پدید آورده است که از دیدگاههای گوناگون در هفت بخش به این صنعت نگریسته است و نهتنها نمیتوان ردّی از مثالهای او در کتب بلاغت پیشین جست، بلکه سعی کرده است با ذکر مثالهای فارسی از شاعران قرن هفتم و هشتم بهخصوص سلمان ساوجی، کمال خجندی، خواجوی کرمانی، حافظ شیرازی و... به تشریح و تعریف ایهام بپردازد. میتوان ادعا کرد که کاملترین دیدگاه در این زمینه مربوط به نویسندۀ یادشده است و نگارندگان ضمن مقایسۀ دیدگاه بلاغیون قبل از دشت بیاضی، اعم از فارسی و عربی، در پی پاسخ به این پرسش بودهاند که تفاوت و شباهت نگرش نویسنده به این صنعت در مقایسه با آثار بلاغی متقدم چه بوده است و چه نوآوریهایی در دیدگاه او وجود داشته است. نتایج بهدستآمده بیانگر این است که روش و نگرش دشت بیاضی و طرح بحث ایهام، شیوۀ جدیدی است که در کتب متقدم، چه عربی و چه پارسی، نمونهای ندارد. نویسنده در شش بخش از جهات گوناگون، ایهام را تحلیل و تجزیه کرده است و مثالهایی از شعر پارسی برای آن میآورد که از این جهت بر کتب بلاغی تألیفی پیش از خود در زبان فارسی برتری محسوسی دارد.