بسط استعاری در ایهامتناسب بهعنوان سبک غالب حافظ (تحلیلی در معنیشناسی واژگانی با رویکرد شناختی)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2025.36913.2615چکیده
این پژوهش بسط استعاری در ایهام تناسب را بهعنوان سبک غالب حافظ با رویکرد شناختی در معنیشناسی واژگانی بررسی کرده است. حافظ با بهرهگیری از این شیوه، واژههای عینی را در مفاهیم انتزاعی و چندلایه به کار گرفته و امکان خوانشی چندگانه را در شعر خود فراهم آورده است. این پژوهش با رویکرد تحلیل متن و بهرهگیری از دیوان حافظ بهعنوان پیکره مطالعاتی، فرایند دگرگونی معنایی واژگان را مورد بررسی قرار داده است. چارچوب نظری تحقیق بر پایة معنیشناسی واژگانی بوده و از مفاهیم زبانشناسی شناختی برای تحلیل انتقال مفهومی و شکلگیری معانی استعاری استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد که حافظ با ارجاع به لایههای کهن معنایی واژگان و تغییرات تاریخی آنها خواننده را به ادراک استعاری و دریافت چندلایهای از مفاهیم هدایت میکند. این لایههای معنایی که هماهنگ با رندی حافظ است، نقش مهمی در تصویرسازی، پیوند عینیت و انتزاع و ایجاد پیوستگی فرهنگی دارند. همچنین در برخی موارد، مرز میان بسط استعاری و دستوریشدگی مشاهده شده است. نتایج نشان میدهد که بسط استعاری در ایهام تناسب موجب عمق معنایی، تنوع تفسیری و پیوند قویتر میان لایههای زبانی و مفهومی در شعر حافظ شده است. سی واژه در این پژوهش بررسی شده است؛ ازجمله میتوان به واژههای «سبب، عقل، واقف، مشرب، تعلل، تجمل، شرح و جبر» اشاره کرد که در ساخت ایهام تناسب و لایههای معنایی نقش برجستهای دارند. ناآگاهی از معانی کهنِ واژگان سببِ برداشتهای ناقص یا نادرست از ابیات میشود. ازاینرو این پژوهش ظرافتهای معنایی و بلاغی تازهای را آشکار کرده که درک دقیقتری از شعر حافظ را برای خوانندگان و شارحان فراهم میآورد.