تبارشناسی کلاناستعارههای حوزۀ بیماری و درمان در طب سنتی، طب مدرن، طب عامیانه و متون روایی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، رشت، ایران (نویسنده مسئول)
2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2025.35801.2552چکیده
نظریۀ استعاره های شناختی، محصولِ نگاهِ نوین زبانشناسی شناختی به استعاره است. وابستگی استعارههای شناختی و اندیشگانی به پارادایم های تاریخی موضوعی است که در این تحقیق بررسی شده است. استعاره های حوزۀ بیماری و درمان، برای نمونه، برگزیده شده و با شواهد حاضر نشان داده خواهد شد که تحولات تاریخی، موجب تغییر در پارادیم های تاریخی و بهتبع آن، تحول کلان استعاره های شناختی می گردند. در این تحقیق، چهار حوزه 1) طب سنتی، 2) طب مدرن، 3) طب عامیانه و 4) حکایات مربوط به بیماری و درمان، در متون روایی بررسی شده است. بررسی ما که با روش تبارشناسانه انجام می گیرد، نشان می دهد که استیلای رویکرد اخلاطی بر طب سنتی، کلان استعارۀ «بیماری بهمثابۀ عدم تعادل» و «درمان بهمثابۀ بازگشت به تعادل» را می سازد. در طب مدرن، تمرکز بر عوامل کشنده، مثل میکروب ها، ویروس ها، سلول های سرطانی و همچنین توانمندی انسان ها در رویایی با بیماری ها، ساختِ استعارۀ «بیماری بهمثابۀ جنگ» و «درمان بهمثابۀ پیروزی» را میسر می سازد. روحانگاری، بهعنوان اصلی ترین پارادیم در باورهای عامیانه استعارۀ «بیماری بهمثابۀ روح پلید/ تسخیر» و «درمان بهمثابۀ نجات و رهایی» را در طب عامیانه می سازد؛ اما حکایات مربوط به بیماری و درمان، در متون روایی، از پارادایم اقناع، تأثیر می پذیرند که با پارادایم های مرسوم پزشکی به کلی متفاوت است. ماهیت اقناعی و خیال انگیزی، ساخت استعاره هایی همچون «بیماری بهمثابۀ عقوبت»، «درمان بهمثابۀ پاداش» و «طبابت بهمثابۀ خلاقیت» را موجب می شود.