اثر تمرین هوازی و محدودیت کالری بر نیمرخ لیپیدی، استئاتوز کبدی و تغییرات هورمونی در زنان یائسهی مبتلا به کبد چرب غیر الکلی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2 استاد، گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 دانشیار بیماریهای گوارش و کبد بالغین، گروه داخلی، دانشکده پزشکی، مرکز تحقیقات غربالگری و پیشگیری از سرطانهای گوارش، دانشگاه علوم پزشکی گیلان، رشت، ایران
doi
10.22080/jaep.2021.20718.2012چکیده
سابقه و هدف: کمبود استروژن به ویژه بتا استرادیول در زمان یائسگی، یکی از دلایل ابتلا به کبد چرب و سندروم متابولیک و پیشرفت آن در زنان یائسه است. همچنین با توجه به تاثیر فعالیت ورزشی و تنظیم کالری دریافتی بر بهبود عوامل خطر ساز این بیماری، در این پژوهش اثر تمرین هوازی و محدودیت کالری بر نیمرخ لیپیدی، استئاتوز کبدی و تغییرات هورمونی در زنان یائسهی مبتلا به کبد چرب غیر الکلی، مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روشها: بیست و چهار زن مبتلا به کبد چرب غیر الکلی نوع به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنیها به صورت تصادفی به 3 گروه تمرین هوازی، محدودیت کالری و محدودیت کالری همراه با تمرین هوازی یا ترکیبی تقسیم شدند. در گروه محدودیت کالری، 25 درصد از انرژی مورد نیاز روزانهی هر آزمودنی به مدت 12 هفته کاسته شد. در گروه تمرین هوازی، 25 درصد افزایش هزینهی انرژی از طریق فعالیت ورزشی هوازی در نظر گرفته شد. فعالیت هوازی، به صورت دویدن بر روی نوارگردان بر اساس معادل سوخت و سازی MET6 (معادل 65 تا 80 درصد ضربان قلب ذخیره)، 4 روز در هفته و به مدت 12 هفته بود. همچنین در گروه ترکیبی، 5/12 درصد افزایش هزینهی انرژی از طریق فعالیت هوازی و 5/12 درصد محدودیت کالری از طریق رژیم کمکالری در نظر گرفته شد. سطوح استروژن پلاسمایی و همچنین نیمرخ لیپیدی، انسولین و گلوکز ناشتا در نمونهی سرم، 48 ساعت پیش و پس از تمرین اندازه گیری شد.. اندازهگیری چربی کبدی با استفاده از روش الاستوگرافی ناحیهی شکمی ناشتایی انجام شدیافته ها: پس از 12 هفته میزان سطوح استروژن پلاسمایی و انسولین سرم در گروههای محدودیت کالری (به ترتیب %91/7-، %23/19-) و ترکیبی (به ترتیب %03/7-،%65/25-) نسبت به پیشآزمون کاهش معناداری داشتند ، اما در گروه تمرین هوازی تغییر معناداری مشاهده نشد. تنها در گروه ترکیبی میزان سطوح کلسترول (%94/7-) و تریگلیسرید (%58/9-) نسبت به پیشآزمون کاهش معناداری نشان داد(05/0p<). در میزان HDL در هیچ یک از گروهها پس از 12 هفته تغییر معناداری ایجاد نشد. در هر سه گروه تمرین هوازی، محدودیت کالری و ترکیبی نسبت به پیشآزمون کاهش معناداری در میزان سطوح LDL (به ترتیب 41%/2-، 54%/1-، 27%/2-)، گلوکز ناشتا (به ترتیب %99/1-، %65/5-، %99/6-)، شاخص مقاومت به انسولین (به ترتیب %32/11-، 38%/23-، 96%/30-)، و استئاتوز کبدی (به ترتیب %50/14-، %22/6-، %90/5-)، مشاهده شد (05/0p<). نتیجه گیری: در مجموع با توجه به بهبود بهبود سطوح LDL، گلوکز، شاخص مقاومت انسولین و استئاتوز کبدی در هر سه گروه پژوهش حاضر، میتوان نتیجه گرفت که 12 هفته پروتکل تعادل منفی انرژی، روندی موثر در بهبود عوامل مرتبط با بیماری کبد چرب غیر الکلی در زنان یائسه به شمار میرود. با این وجود، تمرین هوازی همراه با محدودیت کالری میتواند به تغییرات موثرتری در بهبود ترکیب بدن، نیمرخ لیپیدی و کنترل متابولیکی منجر شود و تمرینات هوازی در حفظ سطح استروژن و بهبود استئاتوز کبدی موثرتر است. لذا با توجه به کاهش سطوح استروژن در نتیجهی تعادل منفی ناشی از محدودیت کالری، همچنین تاثیر توامان فعالیت ورزشی و محدودیت کالری بر بهبود عوامل خطرساز این بیماری، توصیه میشود از ترکیب تمرینات هوازی در کنار محدودیت کالری در روند درمان استفاده شود.