بررسی ساختار، محتوا و عناصر شعر چریکی در اشعار علی موسوی گرمارودی و سیاوش کسرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22075/jlrs.2024.34452.2485چکیده
تغییر اوضاع سیاسی و اجتماعی از زمان مشروطه، باعث تحولاتی در شعر و ادب فارسی شد. در این راستا، بازتاب اعتراضات مردمی و سرکوبهای خونین و قیامهای چریکی به ادبیات راه یافت و شعر، رنگوبوی تعهد، مقاومت و پایداری به خود گرفت. شعر چریکی به دلیل اندیشهها و آرمانهای انقلابی خویش، به محتوا بیشتر میاندیشد و فرم را در مراتب بعدی قرار میدهد. این تحقیق در تلاش است گونهای خاص از ادبیات معاصر و شعر نو را بررسی کند که نقش محتوا در آن بیش از فرم است و بهواسطه شرایط سیاسی، کارکردهای جدید زبانی را ایجاد میکند؛ همچنین به لحاظ محتوا و مخاطب، بار رسالت طیفی خاص از روشنفکران و مبارزان سیاسی را به دوش کشیده است. در این تحقیق، بر اساس مطالعات کتابخانهای، فیشبرداری، توصیف و تحلیل دیوان شاعران دهههای 30 و 40 انجام شد. بهویژه آثار علی موسوی گرمارودی و سیاوش کسرایی، در آن دوره بهعنوان شعر چریکی شناسانده شده است و کارکردهای آن در دورهای از جامعه ملتهب و سیاستزده بازنمایی میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد از بنمایههای مهم شعر چریکی گرمارودی، کاربرد واژههای مرتبط با جنگ است. واژههایی چون سلاح، اسلحه، تفنگ، شمشیر، خون، زندان و... . همچنین نمودهایی از تهدید و انذار نسبت به دشمنان دیده میشود. گرمارودی متأثر از فرهنگ دینی و طبقاتی، درونمایههای ایدئولوژیکی را نیز انعکاس داده است. کسرایی نیز که خود را از طبقۀ رنجدیده میداند، پرداختن به رنج توده و لزوم مبارزه را همواره در تمام دفترهای شعری خود در اولویت قرار میدهد. از نظر کسرایی، تنها راه رهایی ملت ایرانی، اتحاد تودههای مردم و حمایت از قهرمانانی است که برای حفظ کیان ایران جانفشانی میکنند. او با استفاده از زبان استعاری و استفاده از نمادهای مبارزاتی دشمن ملت را به آنها میشناساند.