تشبیه مزدوج در شعر فارسی صناعتی فراموش‌شده در منابع بلاغت

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، مرکز زبان‌ها و زبان‌شناسی، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران

doi
10.22075/jlrs.2024.33779.2455
چکیده

تشبیه به‌عنوان یکی از شگردهای اساسی تخیل، اقسام گوناگونی دارد. با اینکه منابع بلاغت کمابیش در پی شناسایی، تعریف و دسته‌بندی اقسام تشبیه و به‌طورکل، تدوین مبانی نظری زیبایی‌شناسی ادبیات فارسی بوده‌اند، همواره تطابق کامل میان متون خلاقانه و منابع نظری برقرار نبوده است. ازاین‌رو، دسته‌بندی‌ها و تعاریفی که در متون بلاغی از صناعت تشبیه عرضه می‌شود، نمایانگر همة شیوه‌های تشبیه‌سازی و ظرایف خلاقانة آن نیستند. یکی از شیوه‌های بدیعِ تشبیه در شعر فارسی، تشبیه مزدوج نام دارد. هدف این پژوهش آن بود که ضمن به دست دادن تعریفی جامع و مانع از این تشبیه، تاریخچة آن را در کتب بلاغت و دیوان‌های شعری بررسی و درنهایت رایج‌ترین الگوهای تشبیه مزدوج را شناسایی کند. درنهایت، این نتایج حاصل شد که تشبیه مزدوج نوعی تشبیه استخدام است با بن‌مایة معنایی ثابت که بیانگر شباهت غم‌انگیز وجهی از امور عاشق به یک ویژگی‌ در معشوق است. شباهتی که ته‌تنها بیانگر نزدیکی نیست، بلکه به شکلی متناقض‌نما، آشکارکنندة نوعی دوری و تباین است. دیگر اینکه ظاهراً کهن‌ترین منبع بلاغی‌ که تشبیه مزدوج را شناسایی و تعریف کرده، ترجمان ‌البلاغه است؛ اما بلاغیون پس از رادویانی، این شیوة بدیع تشبیه‌سازی را یا فراموش کرده‌اند یا با نام تشبیه تسویت، ویژگی‌های گوهری و متمایزکنندة آن را از نظر انداخته‌اند. همچنین، نخستین شاعری نیز که اقبال ویژه به این نوع تشبیه داشته، ظاهراً منطقی رازی است. در واپسین گام، پس از ذکر وجوه اشتراک و تمایز تشبیه مزدوج با تشبیه تسویت و تشبیه استخدام، این صنعت تعریف و بازشناسایی و با مراجعه به دیوان‌های شعری، اقسام تشبیه مزدوج در قالب شانزده الگوی رایج و پرکاربرد، شناسایی و دسته‌بندی شد.