واکاوی و تحلیل گفتمان ایران‌گرایی فرهنگی در دیوان رودکی با توجه به دیدگاه‌های لاکلائو و موف

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2024.34297.2476
چکیده

مقالۀ حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی، به بررسی نحوۀ شکل‌گیری گفتمانی در دیوان رودکی می‌پردازد که به آن با عنوان "ایران‌گرایی فرهنگی" اشاره شده است. در بحث دربارۀ کیفیت ظهور یک گفتمان، ابتدا باید به معانی شکل‌دهندۀ اصول آن گفتمان توجه شود؛ بنابراین نویسنده با استفاده از روش لاکلائو و موف و بهره‌گیری از مفاهیمی چون غیریت‌سازی، مفصل‌بندی، دال مرکزی و دال‌های شناور، تلاش کرده است تا نشانه‌های گفتمان مبتنی بر ایدئولوژیِ ایران‌گرای رودکی را بررسی و ارزیابی نماید. هدف اصلی پژوهش، تجزیه و تحلیل دقیق دال‌های شناور، حول گره‌گاه گفتمانی شعر رودکی است. به منظور دستیابی به این هدف، نویسنده با استفاده از روش توصیفی-‌تحلیلی، به تبیین ارتباط دال‌های شناور و عناصر مختلف گفتمان با یکدیگر و ارتباط آن‌ها با دال مرکزی پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دال مرکزی گفتمان رودکی، "ایران" است که در جهت‌بخشی و تعیین افق سایر عناصر در متن، نقش مهمی دارد. همچنین دال‌های شناور در قالب مفاهیمی چون "خردگرایی ایرانی"، "دانش‌دوستی ایرانی"، "اختیارگرایی و آزاداندیشی ایرانی"، "شادی‌جویی ایرانی"، "افتخار به حماسه‌های ایرانی" و "توجه به جشن‌های ایرانی"، به گونه‌ای مفصل‌بندی شده‌اند که به‌طور کلی در خدمت دال مرکزی قرار دارند و با ارتباط با آن، توجیه خود را می‌یابند. لازم به ذکر است که گفتمان ایران‌گرایی رودکی همسو با جهت‌گیری ایدئولوژیک حکومت سامانی، نقش مهمی در احیاء و تقویت هویت ملی ایرانیان داشته است.