کارکردهای بلاغی ترکیبات معطوف با حرف عطف «واو» در اشعار شفیعی کدکنی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. (نویسندة مسئول)
3 مربی گروه زبان و ادبیات دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2024.33765.2453چکیده
سرودههای شفیعیکدکنی جلوۀ بلاغی خاصی دارد که حکایت از تسلط و توجه بسیار شاعر بر بلاغت کلام دارد. یکی از جلوههای بلاغی شعر م.سرشک، بلاغت در سطح الفاظ است. در این سطح، خواننده متوجه ترکیبات عطفی فراوانی میشود که کاربرد آن بسیار فراتر از زبان معیار است؛ گاهی «همحروفی» در ترکیبات عطفی، موسیقی درونی کلام را افزوده است و گاه موسیقی کلام، معنا را تحت تأثیر قرار داده است؛ چنانکه کشف ارتباط معطوفعلیه و معطوف تأملبرانگیز به نظر میرسد؛ بنابراین در این تحقیق، ترکیبات عطفی در سه مجموعۀ شعر «آیینهای برای صداها»، «هزارۀ دوم آهوی کوهی» و «طفلی به نام شادی»، با رویکرد بلاغی بررسی میشود تا کمیّت استفاده از ترکیبات عطفی با حروف مشترک مشخص شود و بلاغت ترکیبات عطفی در بعد بیانی و معنایی روشن شود. در این تحقیق که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شد دادههای تحقیق از طریق منابع کتابخانهای جمعآوری شد. بررسی ترکیبات عطفی در سرودههای شفیعی کدکنی نشان داد که این شاعر معاصر چنانکه بهعنوان محقق و نقاد بر نظریۀ «جادوی مجاورت» تأکید داشته است در سرودههای خود از خاصیت همنشینی کلمات همآهنگ با صامت مشترک(بهویژه اشتراک صامت اول کلمات) بهره برده است؛ بهطوریکه در ورای مجاورت برخی ترکیبات عطفی، افزون بر موسیقی کلمات، صور خیال قابل کشف است و نیز تلاش در هماهنگی و خوشآهنگی کلمات معطوف گاه باعث خلق کلمات تازهای شده است.