مترجمان در جایگاه عاملان تغییر بینامتنی: بومی‌سازی بینامتنی آثار شکسپیر در جهت ناسیونالیسم ایرانی از سوی علی اصغر حکمت

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه دامغان، دامغان، ایران (نویسنده مسئول)

2 استادیار دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2024.33558.2442
چکیده

در مقاله حاضر تلاقی ترجمه، بینامتنیت و هویت را از دریچه ترجمه‌های علی اصغر حکمت از شکسپیر در دوران سلطه گفتمان ناسیونالیستی در دوره پهلوی بررسی می‌کنیم. این مطالعه با تکیه بر نظریه‌ بینامتنیت، تحلیل می‌کند که چگونه حکمت ارتباطات بینامتنی شکسپیر در زبان انگلیسی را قطع می‌کند و نمایشنامه‌ها را در بافت بینامتنی جدیدی در زبان فارسی قرار می‌دهد تا روایت‌های ایدئولوژیکی از هویت ایرانی ارائه دهد. با قرار دادن آثار حکمت در بستر گفتمان غالب باستان‌گرا، تلاش‌های او برای بازآفرینی کامل ژانر، متنیت و گفتمان برای همسو کردن شکسپیر با سنت ادبی ایران آشکار می‌شود. این نوع بومی‌سازی در واقع ابزاری در خدمت مشروعیت بخشیدن به ناسیونالیسم پهلوی از طریق تصاحب سرمایه‌های فرهنگی خارجی بود. با این حال، بازنویسی گسترده حکمت در جهت ترویج ایدئولوژی ناسیونالیستی جوهر آثار شکسپیر را محو می‌کند و پرسش‌های اخلاقی مهمی را درباره محدودیت‌های ترجمه مطرح می‌کند. این پژوهش تأثیر عمیق بافت اجتماعی-فرهنگی را بر ارتباطات بینامتنی در ترجمه و درهم تنیدگی آن با ساخت هویت نشان می‌دهد.