پاسخ برخی هپاتوکین ها و مقاومت انسولینی به یک دوره تمرینات اینتروال شدید در زنان مبتلا به کبد چرب غیر الکلی
نویسندگان
1 دانشیار فیزیولوژی ورزشی، گروه علوم ورزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22080/jaep.2020.19204.1959چکیده
سابقه و هدف: هپاتوکینهای کبدی یکی از عوامل دخالت کننده در بیماری کبد چرب غیر الکلی میباشد. یکی از روشهای درمانی موثر در این بیماری، تمرینات ورزشی میباشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی پاسخ برخی عوامل هپاتوکینی به یک دوره تمرینات تناوبی شدید در زنان مبتلا به کبد چرب غیرالکلی میباشد. مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی بوده که جامعه مورد مطالعه آن زنان مبتلا به کبد چرب غیر الکلی بود که 25 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه، تمرین یا کنترل تقسیم شدند. پروتکل تمرین تناوبی شدید به مدت 8 هفته و چهار جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقیقه اجرا شد. نمونه های خونی در شرایط پیش و پس آزمون به مقدار 5 سی سی از ورید بازویی گرفته شد. مقادیر کموتاکسین 2 حاصل از لکوسیت (LECT2)، فاکتور رشد وابسته به آنژیوپوئیتین (AGF) ، گلوبولین متصل به هورمون جنسی (SHBG) و انسولین اندازه گیری شد. برای بررسی تغییرات درون گروهی پیشآزمون با پسآزمون متغیرهای وابسته از آزمون تی وابسته، برای تعیین تفاوت معنادار بین گروهها از آزمون تی مستقل استفاده شد. یافتهها: مطالعه حاضر نشان داد که بعد از هشت هفته تمرینات اینتروال شدید LECT2 و AGF در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل و پیش آزمون کاهش معنادار و SHBG افزایش معناداری داشت (05/0>p). همچنین مقاومت انسولینی، درصد چربی بدن، شاخص توده بدن و نسبت دور کمر به لگن در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: به نظر میرسد تمرینات اینتروال شدید در زنان مبتلا به کبد چرب غیر الکلی به عنوان یک راهکار غیر دارویی برای بهبود مقاومت انسولینی و بهبود هپاتوکینهای مرتبط با کبد چرب میباشد.