انحراف از اهرم هدف، بیتعادلی در جریان نقدی و تعدیل ساختار سرمایه
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، مدیریت مالی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
2 استادیار مدیریت مالی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jfr.2016.60219چکیده
اغلب پژوهشهای حوزۀ ساختار سرمایه پیرامون دو نظریۀ غالب توازن و سلسلهمراتب صورت پذیرفته است. شواهد تجربی نشان میدهد نظریههای یادشده، که هر یک بهطور جداگانه ارزیابی شدهاند، میتواند بهعنوان مکمل یکدیگر نیز در نظر گرفته شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی چارچوب تعدیل ساختار سرمایهای است که در آن مؤلفههای نظریههای توازن و سلسلهمراتب توأمان در نظر گرفته میشوند و نیازهای تأمین مالی خارجی تأثیر تعیینکنندهای در بهکارگیری تصمیمات ساختار سرمایه ایفا میکنند. بدینمنظور نمونهای متشکل از 155 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بین سالهای 1384 تا 1393 انتخاب شد. برای آزمون چارچوب تعدیل ساختار سرمایه مبتنی بر نظریههای توازن و سلسلهمراتب، از تحلیل دادههای تابلویی و روش تأثیرات آمیخته (MEM) استفاده شد. یافتهها نشان میدهند بیشتر تعدیلات ساختار سرمایه زمانی رخ میدهند که سطح اهرم مالی بالاتر (پایینتر) از اهرم مالی هدف است و شرکتها با مازاد (کسری) منابع مالی مواجهاند. افزون بر این، اگر سطح اهرم مالی بالاتر از اهرم هدف باشد، شرکتهای دارای مازاد منابع مالی، مقدار بیشتری از مازاد خود را صرف تسویۀ بدهی میکنند.