تحلیل سنّتهای ادبی مثنوی «حسن گلوسوز» زلالی خوانساری با تکیه بر تصاویر تازه و نوآورانه شاعر
نویسندگان
1 دانشجوی دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران (نویسنده مسئول).
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2024.32157.2364چکیده
یکی از عوامل مهم در تعیین سبک و ارزشهای هنری کلام هر شاعر، شیوۀ استفادۀ او از سنّتها و قراردادهای ادبی و میزان نوآوری او در این زمینه است. بعضی از شاعران سبک هندی، ضمن بهرهمندی از سنّتهای ادبی، به تغییر آنها نیز تمایل داشتهاند. زلالی خوانساری، شاعر سبک هندی در سدۀ یازدهم هجری، از جمله شاعرانی است که همواره در مسیر میان تکرار سنّت و نوگویی در حرکت بوده است. در این پژوهش، تصاویر یکی از مثنویهای زلالی با عنوان «حسن گلوسوز» از منظر سنّتهای ادبی، با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی، بررسی و ارزیابی شده است. بر اساس یافتههای این پژوهش، سنّتهای ادبی این مثنوی، عمدتاً مربوط به موضوعات انسان، آسمان و عناصر وابسته به آن، عناصر اربعه، گل و گیاهان و دریا و عناصر وابسته به آن است. نحوۀ بهرهمندی زلالی از این سنّتها در مثنوی یادشده نشان میدهد که بیشترین تکرار سنّتهای ادبی و نیز تازگی و نوآوری در آنها، در حیطۀ موضوعات مربوط به انسان، آسمان و عناصر وابسته به آن رخ داده است. همچنین پژوهش حاضر نشان داد که زلالی، ضمن تکرار سنّتها و قراردادهای ادبی، با خلق تصاویر تازه و نوآورانه، خود را در ردیف شاعران مبتکر قرار داده و حتی بر شاعرانی همچون صائب تبریزی و بیدل دهلوی تأثیرگذار بوده است.