بررسی رابطه بلاغت و نحو عربی با تکیه بر دیدگاههای جرجانی و سکّاکی (مطالعه موردی: حذف و تقدیر در تشبیه و استعاره)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)
3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2024.33742.2452چکیده
چکیدهعلم بلاغتی که اکنون در دست داریم در قرون اولیه اسلامی به صورت دیدگاههای ساده و پراکنده در حاشیة علوم دیگری مانند نقد ادبی، تفسیر قرآن، کلام، لغت و نحو مطرح بود. حقیقت آن است که بلاغت، استقلال خود را مدیون قرآن کریم است و مساله اثبات اعجاز قرآن کریم، یک عامل مهم در پیدایش آن به شمار میرود. امری که بعضی، از جمله زمخشری را بر آن داشت تا دو علم معانی و بیان را مختص قرآن بداند. جاحظ با نگارش البیان والتبیین و ابوهلال عسکری با نگارش الصناعتین: الشعر والکتابه و عبدالقاهر جرجانی با نگارش دو کتاب دلائل الإعجاز و أسرار البلاغه بلاغت عربی را به استقلالش نزدیکتر ساختند تا این که سکّاکی آن را به استقلال تام رسانید. یکی از دانشهایی که مسائل بلاغی در میان مباحث آن مطرح گردیده، دانش نحو است که تأثیر قابل توجّهی بر معانی و بیان و به ویژه معانی داشته است و سکاکی از جمله دانشمندانی است که در مفتاح العلوم به ارتباط بین بلاغت و نحو بارها اشاره کرده است و دلیل مطرح کردن علم صرف و نحو را در مفتاح العلوم پیوستگی بین این علوم میداند و معتقد است کسی میتواند در بلاغت استاد باشد که ابتدا در صرف و نحو مهارت داشته باشد. پژوهش پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی در بستر مطالعات کتابخانهای، با هدف بررسی ارتباط بین نحو و بلاغت در مساله حذف و تقدیر انجام گرفت و نتایج حاکی از آن است که علم نحو در علم معانی تأثیر غیر قابل انکاری گذاشته است و بسیاری از مباحث نحوی، از جمله حذف و تقدیر نحوی وارد علم معانی شده است و مقصود از آنها غرض بلاغی است. بر اساس نتایج این پژوهش باید میان حذف و تقدیر نحوی و بلاغی فرق گذاشت و به کیفیّت آنها در بلاغت توجّه کرد تا بر خلاف قیاس نحوی تبدیل نشود. کلید واژهها: علم بلاغت، علم نحو، جرجانی، سکاکی، تشبیه، استعاره، حذف و تقدیر.