پایش اثرات تمرین استقامتی جسمانی و مغزی همزمان بر شاخص های فراخستگی در افراد فعال
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزش، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استاد فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه خوارزمی، تهران. ایران
3 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزش، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 استادیارگروه علوم زیستی در ورزش، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22080/jaep.2020.19701.1977چکیده
سابقه و هدف: فرآیند فزاینده فراخستگی در ایجاد پیشرفت یا افت عملکرد ورزشکار، نقش بسیار مهمی دارد و توقف به موقع در این محور سبب پیشرفت عمکرد ورزشکار و رسیدن به هدف خواهد شد. هدف تحقیق حاضر پایش شاخصهای فراخستگی در گروه تمرین استقامتی جسمانی همراه با تمرین مغزی در مقایسه با تمرین استقامتی جسمانی میباشد. مواد و روشها: آزمودنی های تحقیق 20 زن و مرد دانشجوی تربیتبدنی دانشگاه شهید بهشتی (سن 4/4 ± 3/22 سال، قد 12/6 ± 56/177سانتیمتر، شاخص تودهی بدن 5/4 ± 22 کیلوگرم بر متر مربع) بودند. با استفاده از نتایج آزمون حداکثر اکسیژن مصرفی، آزمودنیها به دو گروه تمرین استقامتی همراه با تمرین مغزی (BET) و گروه تمرین استقامتی (ET) تقسیم شدند. تمرین استقامتی بر روی دوچرخه ثابت و تمرین مغزی همزمان با استفاده از مانیتور به مدت هشت هفته انجام شد. برای پایش تمرین از شاخصهای پرسشنامه پومز، ضربان قلب استراحتی، میزان درک تلاش و سطوح استراحتی کورتیزول بزاقی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس بااندازهگیریهای مکرر استفاده شد. سطح معناداری آزمون P˂0.05 در نظر گرفته شد. یافتهها صرف نظر از نوع فعالیت، میزان حداکثر اکسیژن مصرفی افزایش معناداری در هر دو گروه به همراه داشت (P = 00/0). نتایج ضربان قلب استراحتی، شاخصهای پرسشنامهی پومز و سطوح استراحتی کورتیزول بزاقی تغییر معناداری که بیانگر فراخستگی غیرعملکردی باشد، نشان ندادند (p <0.51). شاخص میزان درک تلاش طی دورهی تمرین، در گروه، تمرین استقامتی جسمانی همراه با تمرین مغزی در مقایسه با گروه تمرین استقامتی جسمانی افزایش داشت (P=0.5). نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد با وجود افزایش محرک تمرینی به گروه تمرین استقامتی جسمانی همراه با تمرین مغزی و بالاتر بودن میزان درک فشار، این گروه دچار بیشتمرینی یا فراخستگی غیرعملکردی نشدند، ک. با استناد به نتایج پیشرفت عملکرد میتوان بیان کرد آزمودنیها طی دورهی تمرین به فراخستگی عملکردی یا بیشجبرانی رسیدند و توانستند بهبود عملکرد را تجربه کنند و شاخصهای نمایندهی فراخستگی غیرعملکردی در هیچ یک بالاتر نبود.