تحلیل اشعار عزالدین میهوبی و احمد شاملو بر پایه نظریه نشانهشناسی اجتماعی پییرگیرو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران (نویسنده مسئول)
2 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
3 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2024.32702.2390چکیده
نظریه نشانهشناسی اجتماعی گیرو، بخشی از نظریه نشانهشناسی اوست که طی آن، نشانهها را به سه دسته منطقی، زیباییشناسانه و اجتماعی تقسیم کرده است. در این رویکرد، نشانه نزد انسانها اساساً پدیدهای اجتماعی است و نقشها، بافتها و تأثیراتی اجتماعی دارد. این نشانهها به معانی اجتماعی موجود در متون و جوامع انسانی میپردازند. برای نشانهشناس اجتماعی، متن زمینه ظهور معنای تولیدشده بهوسیله نیروهای اجتماعی است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی- تطبیقی و نیز با تکیه بر مکتب آمریکایی انجام شده، نشانهشناسی اجتماعی را در اشعار میهوبی و شاملو مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که نشانهشناسی اجتماعی در اشعار هر دو شاعر در قالب رمزگانهای هویت، لحن کلام و توهین، مناسک و آیین، مد و بازی تجلی یافتهاند. هرکدام از این رمزگانها در قالب مضامین و موضوعات مشترک هنگام ورود به فضای تجربه شعری دو شاعر به نماد تبدیل شدهاند و هویت یک مجموعه خاص را ساختهاند. این موارد از وجوه تشابه در اشعار این دو شاعر است که در پرتو رمزگانهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است و به کمک هرکدام از رمزگانها میتوان به لایههای پنهانی معنا و مفاهیم شعری آنان دست یافت؛ اما نوع احساسات شعری (شخصی و اجتماعی) و تفاوت فرهنگی و مذهبی از وجوه اختلافی اشعار این دو شاعر است.