زیبایی شناسی گوتیک، محمل اضطراب وجودی در شعر فروغ فرخزاد
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.32184.2365چکیده
فروغ فرخزاد از معدود شاعرانی است که «من»ی معترض و عصیانگر را در شعرهایش به نمایش گذاشته است؛ اما این رویکرد اعتراضی گرچه ماهیتی اجتماعی دارد، از خاستگاه پنهان و درعینحال عمیقتری نشأت میگیرد که همانا خاستگاهی فلسفی است. «اضطراب»، گرانیگاه اصلی شعر اوست. مؤلفهای که هیچیک از شعرهای فروغ فرخزاد، چه شعرهای عصیانی- هیجانی دوره نخست و چه شعرهای انتقادی- فلسفی دوره دوم او از آن خالی نیست. این ویژگی به تعبیر کییرکگور، ذاتی شعر اوست؛ ازهمینرو ایماژها و روایتهای ملودرام در شعر او با زیباییشناسی ویژه و درخور این درونمایه؛ یعنی زیباییشناسی گوتیک، انعکاس یافته است. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی همگرایی زیباییشناسی گوتیک با اضطراب وجودی و نمودهای آن، یعنی تنهایی، ترس، تردید و تعلیق و مرگ در فضاسازی استعاری باد و شب در شعر او پرداخته و به این نتیجه رسیده است که او فلسفه اگزیستانسیالیسم را در شعر خود زیسته است.