بررسی تأثیر جنسیت بر سبک داستاننویسی رمانهای پرندۀ من، از شیطان آموخت و سوزاند، سرخی تو از من و بیبی شهرزاد با اتکا بر نظریه سارا میلز
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران (نویسندة مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2024.31686.2339چکیده
سبکشناسی فمینیستی رویکرد جدیدی است که بر رمانهای منتشرشدة زنان و بر تولید، بازتولید و دگرگونیهای سبکی، هویتهای جنسیتی و روابط قدرت میان زنان و مردان تمرکز میکند. بر این اساس پژوهش حاضر با گزینش چهار رمان از رمانهای دهۀ هشتاد شمسی با عنوان های پرندۀ من (۱۳۸۱)، از شیطان آموخت و سوزاند (۱۳۸۶)، سرخی تو از من (۱۳۸۵) و بیبی شهرزاد (۱۳۸۳) تلاش کرده است تا بـا بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر پایة الگوی سبکشناسی فمینیستی سارا میلز این متون را در سه سطح واژگانی، جملات و گفتمانی مورد بررسی قرار دهد. توجه به الگوی سبکشناسی سارا میلز که آثار زنان را در سه سطح واژگان، نحو و گفتمان بررسی میکند. نتایج پژوهش نشان میدهد که در سطح واژگان در همۀ رمانهای مورد بررسی از تعابیر زنانه و واژههای مرتبط با موقعیت زنانه مانند حاملگی، ویار، باکره بودن، زایمان، تهوع، تجاوز، سقطجنین، لوازمآرایش و... بهصورت گسترده استفاده شده است. این واژگان هویت زنانۀ نویسندگان داستانها را از بعد فردیجنسیتی، ایدئولوژیکی، طبقه و توجه زنان به محیط خانه و جامعه را نشان میدهند. در سطح جملات (نحو) به ترتیب جملههای کوتاه، ساده، خبری با جزئیات فراوان، ابعاد عاطفی متن و حذف فعل در جملهها و جملههای منقطع در هر چهار رمان بررسی شد، در این سطح استفاده ازجملههای خبری ِ کوتاه، تکراری و توصـیفی بدون پیچیدگیهای ادبی و بلاغی همراهبا جزئینگری دارای بسامد بالایی در هر چهار اثر است. در سطح گفتمان تمام آثار مذکور ضمن برخورد با کلیشههای جنسیتی در جامعه، سعی در به چالش کشیدن فرهنگ مردانه و تاریخ طولانی مردسالاری دارند. بهلحاظ موضوعی هر چهار رمان حول محور زندگی زنان و مرتبط با مسائل، مشکلات و ستمهایی است که در جامعه و خانواده به زنان میشود. شخصیتهای اصلی تمام رمانها زن هستند. مردان در حاشیهاند و چندان اجازۀ سخن گفتن ندارند. روابط زنان و مردان ازهمگسیخته، آشفته و دچار بحرانهای جدی است؛ بنابراین میتوان گفت رمانهای موردبحث در این پژوهش همگی از الگـوی مطـرح سـارا میلـز تبعیـت کردهاند و اغلب مشخصهها و ویژگیهای زنانهنویسی در این متون یافت میشوند. نتیجتاً به نظر میرسد اگرچه اثر ادبی محصول ذهنیت، زبان و جهان هنرمند است، تفاوتهای برساختی جنسیت در ایجاد تفاوتهای زبانی، ذهنی، سبکی و اندیشگی تأثیرگذار است.