ارزیابی ترجمۀ فارسی گزیدهای از صنایع بدیعی در دو منظومۀ ونوس و آدونیس و لوکرس از شکسپیر
نویسندگان
1 دانشیار مطالعات ترجمه، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.32059.2360چکیده
صنایع بدیعی کاربرد هنرمندانۀ زبان از رهگذر گزینش ساختهای خاص نحوی و زبانی است که به شاعران در بیان آراء و اندیشههای خود یاری میرسانند. این صنایع تا به اندازۀ زیاد ساختارمحورند و در برگردان به زبانی دیگر، از دست میروند. این ازدستشدگی صنایع در ترجمۀ متون شاعرانه دوچندان غامض میشود، چه در شعر نهفقط معنا که صورت نیز مهم است و چون در برگردان زبان شاعرانه آنچه بیشاز همه از دست میرود، صورت زبان است؛ پیداست صنایع بدیعی نیز تا به اندازۀ بسیار از دست میرود. بااینحال، یافت میشوند مترجمانی که ضمن آگاهی کامل به سبک و سیاق و صورت دو زبان مبدأ و مقصد، به صرافت میافتند که این صورتهای خاص را در زبان مقصد بازآفرینی کنند. شکسپیر ازجمله شاعران انگلیسی است که از این صنایع بدیعی در آثار نمایشی و شعری خود به طرزی خلاقانه و کارکردی بهره برده است. از میان آثار غیرنمایشی شکسپیر، دو منظومۀ ونوس و آدونیس و تعدی به لوکرس که بهتازگی به زبان فارسی ترجمه شدهاند، به طرزی معنادار از برخی از این صنایع بدیعی بهره گرفتهاند. ارزیابی کلی برگردان فارسی این صنایع منتخب از منظر تعادل نقشی نشان میدهد مترجم فارسی ضمن آگاهی از این صنایع، بسیار کوشیده است این صنایع را به طرزی کارآمد و در پرتو تعادل نقشی به زبان فارسی برگرداند. این مقاله میکوشد برگردان فارسی گزیدهای از این صنایع را در پرتو تعادل نقشی بررسی و ارزیابی کند.