تحلیل عوامل شکوفایی تفسیر وجودی در دوره معاصر
نویسندگان
1 دکتری علوم و معارف نهج البلاغه و مدرس گروه معارف دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه میبد، میبد، ایران.
3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه میبد، میبد، ایران.
4 استادیار گروه فلسفه دانشگاه میبد، میبد، ایران.
doi
10.30497/quran.2020.2712چکیده
آثار تفسیری بیشمار در موضوعات وجودگرایانه ازجمله انسان در متن زندگی، آزادی، انتخاب، تفرد، مسئولیت، اضطراب، معنایزندگی و... در دوره معاصر، نشان از تحول اساسی ایجاد شده در سبک تفسیرنویسی و شکلگیری گفتمان وجودگرایی در تفسیر و شرح متون دینی دارد. از طرف دیگر هر نظام و سیستم تفسیری از اجزای مختلفی تشکیل شده که بر یکدیگر تأثیرگذار و از هم تأثیرپذیرند. برای حصول شناخت کافی در حوزه روشها و گرایشهای تفسیرنویسی و تفسیرگویی، لازم است به نقش بخشها و یا عوامل و جریانات مختلف توجه کرد. این امر بهگونهای است که تفسیرگویی را تابعی از تحولات علمی، فرهنگی، اجتماعی هر عصر در تمام عرصهها قرار می-دهد. از اینرو، این مقاله برآن است پس از معرفی مختصر چیستی جریان تفسیر وجودگرا، عوامل مؤثر را در بهمتن فراخوانده شدن رویکرد تفسیری وجودگرایی در شرح متون دینی، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. تحولات فکری- اجتماعی مختلفی در جهان اسلام و غرب مانند جریان مارکسیستی-سوسیالیستی، لیبرالیسم، پراگماتیسم، فردگرایی، اومانیسم و تحولات دانشهای علوم انسانی چون ساختارگرایی، روانشناسی و عوامل فرهنگی و گسترش عرفان و جریان روشنفکری در ایران از جمله عوامل مؤثر در پیدایش و رونق این رویکرد تفسیری بهشمار میروند. هریک از این عوامل و جریانات در شکوفایی گرایش وجودگرایی در تفسیر متون دینی به میزان قابل توجهی اثرگذار بودهاند بهگونهای که برخی از آنها بهجهت همراستایی و شباهتهای خود با رویکرد وجودگرایی و برخی دیگر بهجهت تقابل با آن به رونق این رویکرد تفسیری یاری رساندهاند.