رتوریک جابجایی و مفصل بندی در گلستان سعدی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران (نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسیِ قرارداد مشترک دانشگاه کردستان و دانشگاه سلیمانیه، سلیمانیه، عراق.

doi
10.22075/jlrs.2023.31707.2343
چکیده

در هر متنی دو سطح از ابهام ترجمه و نسبت وجود دارد که مبنای تبیین رتوریک آن متن­ از منظرهای مختلف متن­ کاوی اعم از فرمالیستی و گفتمانی است. در اغلب متن ­های کلاسیک سطوح مذکور ابهام، کم‌وبیش توأمان وجود دارند؛ اما در برخی از متن­ها، یک سطح بر دیگری چربیده است. گلستان سعدی از جمله متن­هایی است که اساس رتوریک آن بر پایۀ ابهام نسبت و انواع جابه‌جایی و مفصل­ بندی سامان یافته است. در این نوشتار، رتوریک گلستان یا مواجهۀ مؤلف-راوی با شنونده/ خواننده برمبنای ابهام­ نسبتِ برسازندۀ آن متن در قالب انواع جابه‌جایی و مفصل­ بندی زبانی‌روایی دلالت ­یابی، طبقه ­بندی و تفسیر شده است. مبنای تحلیل، مفاهیم و اصطلاحات چند حوزۀ ارتباط­ شناختی همچون معناشناسی، بلاغت، روایت­ شناسی و گفتمان­ کاوی است. نتیجه نشان می­ دهد که بنا به وجه غالب ابهام نسبت در گلستان، مؤلف- راویِ متن از چهار شکل دلالت ­ورزیِ توسیع/ شناورسازی، پیش ­اطلاع­ رسانی، پیوند/ التقاط و تکرار/ انباشت جهت تبادل معنا یا انتقالِ «پیام_نیرو» بهره برده است که برخی از این موارد ضمن ایجاد تنوع حاوی نوع‌گشودگی و چندصدایی بوده؛ بر همین اساس، توجه شنونده/ خوانندگان را به خود جلب کرده است. در مواردی هم وجه هدایت/ بازدارندگی متن، شنونده/ خواننده را زیر چتر حمایت یاکنترلِ مؤلف-راوی مهار کرده است. البته همنشینی همۀ موارد، ضمن جهت­ دهی به شنونده/خوانندگان، در اغلب موارد آنها را به صحنی گشوده از برساخت واقعیت سوق داده است و استنباط آنان را در مواجهه با موضوع بازنمایی محدود نکرده است.