تحلیل فضاهای ذهنی در ادبیات داستانی کودکان به زبان فارسی: رویکرد شناختی
نویسندگان
1 دانش آموختة دکتری زبانشناسی، دفتر انتشارات کمکآموزشی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی
2 دانشیار گروه زبانهای خارجی دفتر تألیف کتابهای درسی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی،تهران، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2023.30863.2296چکیده
این پژوهش با رویکرد زبانشناسی شناختی، فضاهای ذهنی در داستانهای کودکانه تألیفشده به زبان فارسی را مورد بررسی قرار داده است. زبانشناسی شناختی شاخه جدیدی از علم زبانشناسی است که از دهه 1970 ایجاد شده است. در این رویکرد، زبان منعکسکننده الگوهای فکری و مطالعه آن به معنای مطالعه الگوهای مفهومسازی است. آنچه زبانشناسی شناختی را از رویکردهای دیگر زبانشناسی متمایز میکند، این است که فرض میشود زبان ویژگیهای بنیادین و جزئیات طراحی ذهن بشر را مینمایاند. هدف این تحقیق، یافتن ساختارهای ذهنی و مفاهیم بنیادینی است که نویسندگان فارسیزبان، داستانهای کودکانه را بر پایه آنها بنا میکنند. دادهها به روش کتابخانهای گردآوری شدهاند. بهاینترتیب که پس از مطالعه متن پنجاه داستان کودک، پنج نمونه بهشیوه تصادفی انتخاب و بهروش توصیفی - تحلیلی، در چارچوب نظریه فضاهای ذهنی فوکونیه (1997) تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که فضای پایه در داستانهای بررسیشده، بر مفهوم «تنهایی» بنا شدهاند و بر این پیشفرض استوار است که گرفتار شدن در تنهایی، معضلی همراه با رنج و اندوه بیاندازه است. به عبارت دیگر، تنهایی بهعنوان مفهومی دارای بار معنایی منفی معرفی شده است که فضاهای ذهنی بعدی را درجهت فاصله گرفتن از آن میپروراند. بهطور کلیشهای، مواجهة شخصیتهای داستانی با این معضل بهطور غیرارادی و برخلاف میل آنها بوده است، برای برونرفت از وضعیت موجود تلاش میکنند و درنهایت بر آن غلبه میکنند. داستانهای بررسیشده حاوی پیام اخلاقی جمعگرایی و همنوعدوستی است و فضاهای ذهنی ایجادشده، مخاطب کودک را بهسوی احساس توانمندی در روابط اجتماعی سوق میدهند. نتایج میتواند برای نویسندگان و ویراستاران کتابهای کودکان کاربرد داشته باشد.