گروتسکِ شگرف در داستان «مهره مار» اثر بهآذین
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22075/jlrs.2024.33138.2416چکیده
پژوهش حاضر خوانشی از داستان «مهره مار» نوشتۀ م. ا. بهآذین (1385-1293)، بهعنوان یک اثر گروتسکِ شگرف است. در ابتدا نمود گروتسک و شگرف در ادبیات غیرغربی مطرح و سپس سیر تاریخی این پدیده ها و ارتباط آنان با یکدیگر بهصورت اجمالی بررسی میشود. پس از مروری کوتاه بر سبک نگارش به آذین با اشاره به چندین دیدگاه، به بنمایۀ اصلی داستان «مهرۀ مار» بهعنوان یک بنمایۀ گروتسک و نیز پیشینۀ مهرۀ مار در فرهنگ عامه پرداخته میشود. در بحث اصلی، داستان با توجه به عناصر گروتسک و نیز جنبههای شگرف آن، مورد بررسی قرار میگیرد. روش پژوهش تحلیلی و کتابخانهای بوده و در تلفیقی از نظریه و نقد، عناصر کلیدی سبک گروتسک مطرح شده است و یکبهیک در بستر روایت مرور و بحث می شوند. در ادامۀ بحث، آرایههای ادبی و ماهیت بلاغی اثر در رابطه با گروتسک و نیز ارتباط گروتسک با فرهنگ مطرح می شوند. هدف از نقد داستان «مهرۀ مار» از منظر گروتسکِ شگرف و بررسی عناصر داستانی در چارچوب گروتسک، مزید بر ارائۀ خوانشی از یک داستان ایرانی بر پایۀ نظریات غربی، برجسته نمودن کاربرد این چارچوب نظری در جمع بندی فرهنگی و اجتماعی از درونمایۀ داستان و پیوند میان ساختار روایی و تفکر نویسنده است که درک و تفسیری فراتر از جهان داستان را با پردازشی غیرمستقیم و منحصربهفرد امکان پذیر می کند. بر این اساس، روایت مینیاتوری از هر جامعهای را ترسیم می کند که در آن سرکوب و محدودیت همراهبا حرص و خرافات در نهایت به تباهی و نیستی می انجامد.