تصوّرِ تصویر تأملی در خصلتِ دیداری صورِ خیال
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.31693.2342چکیده
در سنتِ بلاغی ایرانی و عربی، طبقهبندی و تحلیلِ صورخیال شعری دقتها و کشفهای ظریف کم ندارد. بهویژه تشبیه و استعاره که حتی تکنگاریهایی به خود اختصاص دادهاند؛ اما همین دقت در جزئیات گاه صاحبنظران را از اندیشه دربابِ پرسشهایی کلیتر بازداشته است. یکی از پرسشها که در سنتِ ما نشانِ چندانی از آن نمیتوان یافت، این است که شگردهای بیانی اساساً چه نسبتی با تصویر و صورتهای خیالی دارند؟ در این مقاله پس از طرحِ مسئله، به برخی از دیدگاهها، که عموماً از آنِ ناقدانِ غرب است، اشاره کردهایم و سپس با روش توصیفی- تحلیلی کوشیدهایم نشان دهیم چگونه واژۀ «تصویر» دربابِ شگردهای بیان و کارکردهای آن میتواند گمراهکننده باشد. تصویرِ شعری ممکن است گاه قدرتِ تداعیانگیزی بیابد؛ اما شاید هرگز نتواند خصلتی دیداری داشته باشد و به تصوّر درآید. ادراکِ تصویرِ شعری نه از رهگذرِ حواس یا تجسّمپذیری، که نتیجۀ کوششِ ذهن در تأویلِ عقلانی آن است. به همین مناسبت نیز نگاهی اجمالی داشتهایم به گونههایی از تصویرِ زبانی که قصدِ اصلی و پایه و اساسِ آنها نه تصویرپردازی یا بیانِ تجربهای عاطفی، بلکه ساختنِ دلالتهای ضمنی از راهِ جناس، تناسب، ایهام و تلمیح است.