بررسی و تحلیل انسجام گفتمان عاطفی هجران در شعر «ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من...» امیر معزّی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2023.30117.2259
چکیده

مطالعة گفتمان ادبی از دیدگاه نشانه‌معناشناسی، افق جدیدی را برای درک و تحلیل و پیچیدگی­های زبان شعر غنایی و مفاهیم بنیادین موجود در آن گشوده است. از دستاوردهای مهم نشانه‌معناشناسی این است که دریابیم دیگر سخن ادبی را نمی­توان به واژه­ها و جمله­ها محدود کرد و غالب فرایندهای ادبی از مرز جمله درمی­گذرند و به گسترۀ بزرگ­تری به نام گفتمان می‌رسند؛ بنابراین حتی برای درک درست واژه­هایی چون «عشق» و «هجران» که از مفاهیم بنیادین شعر غنایی فارسی به شمار می­روند، باید این واژه­ها و سایر واژه­های مرتبط با آن را در پیوند با کلیت گفتمان مربوط‌به آن مطالعه کرد. گفتمان عاطفی یکی از حوزه­های اصلی بیان احساس در شعر به شمار می­رود. ازآنجاکه شکل­گیری گفتمان عاطفی هر شعر با انتخاب واژه­ها آغاز می­شود، در این مقاله با روش توصیفی‌ - تحلیلی کوشش شده است سازوکار تولید و دریافت معنا براساس شبکۀ واژگانی و فرایندهای عاطفی آن در شعر بررسی شود؛ بدین منظور به‌صورت موردی، شعر غنایی امیر معزی با مطلع «ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من...» انتخاب شده و سپس به چگونگی مفهوم «هجران» با عناصر عاطفی گفتمان، همچون: «جسمانه»، «صحنه‌پردازی عاطفی»، «اتصال و انفصال گفتمانی» و ...، پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که چگونه در تحلیل این شعر مفهوم بنیادین هجران به‌عنوان هستۀ اصلی، مسیر گفتمانی را طی می‌کند و بر همۀ عناصر گفتمان عاطفی از قبیل: نقشِ جسم‌ادراکی، صحنه‌پردازی عاطفی، اتصال و انفصال گفتمانی، چشم‌انداز یا دورنماسازی، نقشِ افعال مؤثر و نقش آهنگ و نمود سایه می‌افکند و سبب انسجام گفتمان عاطفی می‌شود. همچنین با در نظر گرفتن مفهوم بنیادین و شبکه واژگانی و عناصر دخیل در فرایند عاطفی می توان عاطفه را در شعر غنایی به‌صورت روشمند مورد تحلیل، بررسی و حتی ارزیابی قرار داد.