تحلیل اسلوب معادله در غزل‌های سالک قزوینی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران (نویسندة مسئول

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

3 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2023.32087.2363
چکیده

یکی از شـاعران ناشناختۀ سـبک هنـدی، سالک قزوینی اسـت. سالک، شـاعری مـضمون‌‌آفرین و معناساز است. تأکید وی بر نازک‌خیالی و ابتذال‌گریزی است. او با دقّت و باریک‌بینی، مناسبات انـسانی، خصوصیات و عناصـر زندگی زمانۀ خودش، مضامین تازه‌ای خلق کرده است. بخش عمده‌ای از مضمون‌آفرینی‌های شـاعر در قالب فنّ اسلوب معادله، خود را نمایان کرده است و سعی شاعر بر این بوده که مضامینی نو در چهارچوب این آفرینش هنری ایجاد کند. سالک با ایده‌پردازی بین امور معقول و ارتباط آن با امور محسوس توانسته است از طریق به‌کارگیری اسلوب معادله، ذهنیات خود را هرچه بهتر به مخاطب منتقل کرده و سخن خـویش را به جهت ادبی و هنری برجسته سازد. مهم‌ترین ویژگی غزلیات سالک، تنوّع موضوعی و محتوایی در کاربرد اسلوب معادله است که در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته است. بر همین اساس، سعی نویسندگان بر استخراج و تبیین تنوّع مفاهیم در قالب اسلوب معادله است. با بررسی‌های لازم مشخّص شد که پربسامدترین معانی در شیوۀ اسلوب معادله در غزلیات سالک قزوینی عبارت‌اند از: اسلوب معادله با مضامین عرفانی، اخلاقی- تعلیمی، مضامین عاشقانه، شکواییه‌های شاعر، مضامین اجتماعی و مفاخرات ادبی. شاعر با الهام از طبیعت و روابط عاشقانه و عارفانه و مناسبات انسانی و اجتماعی، گلایه و ناخرسندی از ناملایمات زندگی زمان خود و نیز مفاخره به شیوۀ شعر و شاعری خود، آرمان‌ها و اهداف خویش قرار داده و اسلوب معادله‌هایی زیبا خلق و مخاطب را با خود همراه کرده است که همین ویژگی هنری و ادبی، شعر او را در میان هم‌عصرانش ممتاز ساخته است.