اعتبار آزمون تعدیل شده کانکانی برای تعیین حداکثر لاکتات حالت پایدار در مردان جوان ورزشکار
نویسندگان
1 استاد گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران،
2 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، ایران
doi
10.22080/jaep.2017.9678.1467چکیده
سابقه و هدف: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اعتبار آزمون تغییر یافته کانکانی برای تعیین حداکثر لاکتات حالت پایدار در مردان جوان ورزشکار بود. روش شناسی: 11 کشتیگیر مرد (سن: 3/1 ± 01/19 سال، قد: 54/3 ± 64/176 سانتیمتر، :BMI 0 /4±7/23 کیلوگرم/مترمربع، VO2max: 67/3 ± 08/51 میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه) به صورت هدفمند انتخاب شدند و آزمونهای ورزشی فزاینده در دو جلسه با فاصله 48 ساعت؛ 1- پروتکل تغییر یافته کانکانی (5/1 % شیب، سرعت شروع Km3 ، افزایش سرعت یک کیلومتر هر 60 ثانیه) 2- آزمون مبنا: فزاینده تا سطح MLSS ، را بر روی نوارگردان اجرا کردند. HRDP با استفاده از مدل S.Dmax تعیین شد. برای ارزیابی همگرایی بین دو روش، از مدل گرافیکی بلاند-آلتمن و همگرایی درونی(ICC) استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین HRDP بدست آمده از آزمون کانکانی، با HRMLSS در روش مبنا همگرایی بالایی وجود دارد (96/1± ، CI : 95%، 4/2- تا 7/7 ضربه/دقیقه ؛ ICC: 81/0). همچنین، بین سرعت در HRDP (SpeedHRDP) و سرعت در بیشینه فلات لاکتات (SpeedMLSS) همگرایی بالایی مشاهده شد (96/1± ، CI : 95%، 57/0- تا 95/0+ کیلومتر در ساعت؛83/0= ICC).نتیجه گیری: HRDP و SpeedHRDP بدست آمده در آزمون تغییر یافته کانکانی در کشتی گیران جوان میتواند مقادیر HRMLSS و SpeedMLSS را پیشگویی نماید. به نظر می رسد این آزمون بتواند جایگزین مناسبی برای روشهای تهاجمی در تعیین آستانه بیهوازی باشد و به عنوان یک آزمون آسان، غیرتهاجمی وکوتاه برای تجویز شدت تمرین در ورزشکاران به کار رود.